سه شنبه , 7 تیر 1401

سبک زندگی

تابوت‌ چوبي‌

كشاورزي‌ آن‌ قدر پير شده‌ بود كه‌ ديگر نمي‌توانست‌ روي‌ زمين‌هاي‌ كشاورزي‌اش‌ كار كند. از اين‌ رو هرروز لب‌ ايوان‌ مي‌نشست‌ و به‌ زمين‌ها خيره‌ مي‌شد. پسر جوانش‌ كه‌ روي‌ زمين‌ها كار مي‌كرد، گاهي‌ سرش‌را بلند مي‌كرد و از ديدن‌ پدرش‌ كه‌ بيكار و ناتوان‌ در گوشه‌اي‌ نشسته‌ بود، كلافه‌ مي‌شد. با خودمي‌انديشيد: “او ديگر به‌ درد نمي‌خورد. هيچ‌ كاري‌ …

ادامه نوشته »

قفل دل بگشا

زندگي بايد جشني پايان‌ناپذير باشد چراغاني در سرتاسر سال‌. تنها در اين جشن است كه رشد مي‌يابي و شكوفا مي‌گردي‌. آري‌، چيزهاي كوچك را به جشن‌هاي بزرگ تبديل كن‌.

ادامه نوشته »

منظره‌ آرامش‌

روزي‌ مرد ثروتمندي‌ جايزه‌اي‌ ويژه‌ براي‌ هنرمندي‌ در نظر گرفت‌ كه‌ بتواند به‌ زيباترين‌ نحو آرامش‌ رابه‌ تصوير در آورد. بسياري‌ از نقاشان‌ داوطلب‌ شدند و تابلوهاي‌ خود را به‌ نزد او آوردند. مرد ثروتمندهمه‌ تابلوها را به‌ دقت‌ بررسي‌ كرد، ولي‌ فقط از دو نقاشي‌ خوشش‌ آمد. او مجبور بود بين‌ آن‌ دو نقاشي‌،يكي‌ را برگزيند و به‌ نقاشي‌ …

ادامه نوشته »

جادوي هوشياري

هشياري والاترين جادويي است كه مي‌تواني بياموزي‌. چون هشياري مي‌تواند دگرگوني تمام وجودت را آغاز نمايد. تنها با هشياري است كه رستاخيز پديد مي‌آيد… اكنون از نو تولد يافته‌اي‌.

ادامه نوشته »

در حالي‌ كه‌ ديگران‌…

در حالي‌ كه‌ ديگران‌:در شك‌ و ترديد به‌ سر مي‌برند، باور كن‌. سرگرم‌ بازي‌ هستند، برنامه‌ريزي‌ كن‌. در خواب‌ هستند، مطالعه‌ كن‌.تعلل‌ مي‌ورزند، تصميم‌ بگير.خيالپردازي‌ مي‌كنند، آماده‌ شو.امروز و فردا مي‌كنند، شروع‌ كن‌.در حسرت‌ به‌ سر مي‌برند، تلاش‌ كن‌.وقت‌ را تلف‌ مي‌كنند، كاري‌ كن‌.حرف‌ مي‌زنند، گوش‌ كن‌.اخم‌ مي‌كنند، لبخند بزن‌.ايراد مي‌گيرند، ابراز خشنودي‌ كن‌.نااميد مي‌شوند، استقامت‌ و پشتكار از خود …

ادامه نوشته »

گسستن از وابستگي

گسستن از وابستگي‌ها به معناي رهايي از بردگي‌ و اتكا به چيزي يا كسي است‌. اين گسستن‌، آزادي بيكراني به همراه دارد. تنها آزادي واقعي‌.

ادامه نوشته »

خدا هميشه‌ با تو است‌

شبي‌ مردي‌ خوابي‌ عجيب‌ ديد. در خواب‌ ديد كه‌ در ساحلي‌ راه‌ مي‌رود. و حضور خدا را نزد خودبيش‌ از پيش‌ حس‌ كرد. او مي‌توانست‌ با نگاهي‌ به‌ آسمان‌، صحنه‌هايي‌ از زندگي‌اش‌ را ببيند. او با هرصحنه‌، دو رد پا را روي‌ ماسه‌هاي‌ ساحل‌ مي‌ديد، يكي‌ متعلق‌ به‌ خود و ديگري‌ ردپايي‌ كه‌ نشانگر حضورخدا بود. وقتي‌ آخرين‌ صحنه‌ زندگي‌اش‌ …

ادامه نوشته »

يک بعدي نباش

اگر تك بعدي باشي، مي تواني به قله اي رفيع دست پيدا كني، اما آن موقع فقط يك قله اي. دلم مي خواهد تو كل سلسله جبال هيماليا _ البرز _شوي ـ نه فقط يك قله، كه قله هايي بر فراز قله هاي ديگر.

ادامه نوشته »

در زندگي‌، تند نران

روزي‌، مديري‌ بسيار ثروتمند و سرشناس‌ از خياباني‌ عبور مي‌كرد. او سوار بر اتومبيل‌ گرانقيمتش‌سريع‌ رانندگي‌ مي‌كرد و از راندن‌ آن‌ لذت‌ مي‌برد. البته‌ مراقب‌ بچه‌هايي‌ بود كه‌ گاه‌ و بيگاه‌ از گوشه‌ و كنارخيابان‌، به‌ وسط خيابان‌ مي‌پريدند كه‌ ناگهان‌ چيزي‌ ديد. اتومبيل‌ را متوقف‌ كرد ولي‌ متوجه‌ كودكي‌ نشد.در حالي‌ كه‌ حيرت‌ زده‌ به‌ اطرافش‌ نگاه‌ مي‌كرد، ناگهان‌ …

ادامه نوشته »

آرامش مثل گل دادن

آرامش مثل گل دادن است؛ تو نمي تواني به زور آرامش پيدا كني. تو بايد كل اين پديده را درك كني ـ چرا اين همه فعالي؟ چرا آنقدر خود را مشغول نگه مي داري؟ چرا آنقدر نسبت به آن وسواس داري؟

ادامه نوشته »