یکشنبه , 12 تیر 1401

بي توجهي تاريخي ايرانيان به گردشگري

بي توجهي تاريخي ايرانيان به گردشگري

جام جم آنلاين: در بهار، با جاني پاک، ذهني آگاه و خيالي فعال، شهر قديمي يزد و بافت تاريخي آن را به سوي گلي ديگر در کوير يعني استان “کرمان” ترک کرديم، در صبحگاهي که خورشيد روبرو، جهان و ايران و مسير ما را به سمت شهرهاي اين استان مانند “انار” و رفسنجان روشن کرده بود. در اين سرزمين آتش جاويدان، به هر جا رو کنيم به سوي آتش و خورشيد و به سوي “او” رو کرده ايم ” اينما تولوا فثم وجه الله”.


دستگاه پخش خودرو، موسيقي دل انگيزي با صوت و صداي “فريدون” پخش مي کند، باد تندي مي وزد و گرد و خاک در کوير بلند شده است، باد و خاک را “او” مي فرستد، بهار را او مي آفريند، زندگي و جان ها را او مي دهد و مي گيرد. زندگي ، “سفر” است به سوي هدفي و مقصدي و مقصد ما، کرمان است.

ايرانيان ، اکنون علاقه بيشتري به سفر (در داخل و خارج) به ويژه در ايام نوروز از خود نشان مي دهند، حال آن که در قرن هاي گذشته چنين نبود و ايرانيان روحيه سفر کردن و ايرانگردي و جهانگردي نداشتند. “ژان شاردن” جهانگرد و سفرنامه نويس فرانسوي که سال ها در ايران بسر برده است به درستي در باره اين روحيه اسلاف ما مي نويسد: “ايرانيان گردش و سفر را دوست نمي دارند، بر آن اند که گردش يکي از کارهاي بسيار بيهوده ما (اروپاييان) است…سفر براي صرف کنجکاوي در نظر ايرانيان از گردش نيز غيرقابل فهم تر است. آنان لذتي را که ما از ديدن رفتارهاي متفاوت با رفتارمان و شنيدن زباني که به آن آشنايي نداريم، مي بريم، درک نمي کنند”.

شاردن در ادامه همين مطلب به بي توجهي ايرانيان قرن هاي گذشته به جهانگردي و سودمندي هاي آن و روحيه کنجکاوي اروپاييان براي کشف سرزمين هاي ناشناخته و فهم تاريخ و فرهنگ ملت هاي بيگانه، اشاره مي کند و درسفرنامه اش مي نويسد: ” وزيران ايراني (دوره صفويان) از من مي پرسيدند چگونه ممکن است در ميان ما کساني باشند که رنج سفر دو سه هزار فرسنگي را با آن همه خطر تنها براي ديدن اين که ايرانيان چگونه هستند و در ايران چه مي کنند، بي هيچ هدف ديگري، بر خود هموار کنند. چنان که گفتم، اين قوم بر آن اند که نمي توان به فضيلت دست يافت و يا از زندگي لذت برد، مگر در استراحت و در خانه ي خود، و اگر سفر براي به دست آوردن خيري نباشد، روا نيست”.

داوري سفرنامه نويس فرانسوي در باره روحيه اسلاف ما ايرانيان و اهميت ندادن به سفر و ايرانگردي و جهانگردي، نادرست نيست و اين روحيه، دست کم دو علت يا عامل عيني و ذهني دارد. نخست اين که در بيشتر دوره هاي تاريخ ايران، نظام استبدادي و سلطنت خودکامه بر مردم اين سرزمين حکمفرما بوده است.

همواره سلطان در راس هرم قدرت سياسي و ساختار سياسي ايران قرار داشته و حوزه يي بيرون از قلمرو قدرت خودکامه که بتوان آن را “حوزه عمومي” يا “جامعه مدني” ناميد ، نبوده و به وجود نيامده است. کشور و همه شوون آن ملک و مال خصوصي سلطان و همفکران و درباريانش به حساب مي آمده و اکثريت مردم ، روحيه و دل خوش و آزادي و امنيت و ثروت براي سفر کردن و کنجکاوي و ديدن دنياي پيرامون خود را نداشته اند.

علت دوم بي توجهي ايرانيان قبل از ما به سفر، ناشي از وضعيت فکري ويژه يي بوده که با سيطره انديشه صوفيانه در ايران – بخصوص پس از هر شکست سياسي و نظامي – ايجاد شده بود و اين انديشه ، به گواهي صاحب نظران ” انسان را از سفر بيروني به سير دروني و از آفاق به انفس سوق مي دهد و موجب مي شود تا فرهنگ ايراني، سرشتي درون گرا پيدا کند”.

در محافل صوفيانه، ترک کنجکاوي و سفر بيروني از نخستين گام هاي ورود به حلقه تصوف به شمار مي آيد و اگر اين گرايش، تنها به محافلي از صوفيان محدود شود پيامدهاي چندان نامطلوبي نمي تواند داشته باشد اما از زماني که تصوفي عاميانه و منحط، مورد توجه بيشتر ايرانيان و گروه هاي اجتماعي و سياسي قرار گرفت ، انحطاط به جامعه ي ما رو آورد.

فايده سفر کردن و کنجکاوي در آثار و احوال گذشتگان و شناسايي گذشته، درک بهتر وضعيت فعلي است. نبايد گفت گذشته به ديگران تعلق داشته و دنياي ما با ما شروع مي شود. امام علي (ع) در نامه يي به حارث پسر عبدالله همداني از فقيهان بزرگ و از اصحاب خود، به اين امر اشاره مي کند و مي نويسد: “… رفته دنيا را براي مانده آن ، آينه عبرت شمار، چه برخي از آن به برخي ديگر ماند (شبيه است) و پايانش خود را به آغاز آن برساند”.( نهج البلاغه ، ترجمه مرحوم دکتر جعفر شهيدي ، نامه 69.)

فايده سفر کردن اين است که انسان مي فهمد ايراني امروز فرزند ايراني ديروز است و اين حقيقت ، دستيابي به قوانين کلي و تجربه هاي تاريخي ايرانيان و استفاده از آنها را براي نسل کنوني امکان پذير مي سازد. علي (ع) در اين باره ، بيان ظريفي دارد: ” مگر شما – که زنده ايد – پسران يا پدران يا برادران و يا خويشان – آن رفتگان – نه ايد؟ که پا بر جاي پاي آنان مي گذاريد، و بر کاري که کردند سواريد، و راهي را که رفتند مي سپاريد؟…”.( نهج البلاغه، خطبه 83)

******

هر چه جلوتر مي رويم و به کرمان نزديک تر مي شويم وزش باد شديدتر مي شود. استان پهناور کرمان تحت تاثير بادهاي مختلف محلي و برون منطقه يي است. هر ساله وزش اين بادها، آب و هواي آن را دستخوش تحولات و تغييرات قابل توجهي مي کند. اين بادها از نوع بادهاي موسمي خشک هستند و در ماه هاي اسفند، فروردين و ارديبهشت مي وزند.

جهت وزش باد از غرب و جنوب غربي به طرف شمال شرقي و مشرق است و باعث مي شود سرعت خودرو سبک پرايد زيتوني رنگ ما را که مسير غرب به شرق مي پيمايد، تندتر کند! اين باد که بر باغ هاي پسته کنار جاده نيز مي وزد انبوهي از خاک و شن را به همراه دارد و موجب کاهش رطوبت هوا و پراکندن پاره هاي کوچک ابرها بر آسمان زيبا و آبي بالاي سرمان شده است.

ادامه دارد….


حسن سلامي


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *