شنبه , 30 شهریور 1398

آموزش زبان

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش چهارم

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش چهارمgapفاصلهgratitudeقدردانیgrave sinگناه کبیرهGeneral Persecutorدادستان مدعی العمومgenocideنسل کشیGlobal Economyاقتصاد جهانیgood officeمساعدتgovernment of national reconciliationحکومت آشتی ملیgrenadeنارنجکGross human right violationنقض شدید حقوق بشرHagueدادگاه لاههhailتقدیر کردنhalf-brotherبرادر ناتنیhand overتحویل دادن، واگذار کردنharborپناه دادنharborپناهگاه، پناه دادنharsh sentenceمحکومیت شدیدhavenپناهگاهHAWKنوعی بمبhigh-rankingبلند پایهhinderجلوگیری کردن، مانع شدنhitتحت تاثیر قرار گرفتنholocaustهمه سوزی، هولوکاستhomicideقتل نفسhostageگروگانhostile activitiesفعالیتهای ددمنشانهhumiliatingتحقیر آمیزhumiliationآزار و اذیتillicitممنوع، غیر قانونیIlliteracy Campaignمبارزه با بی …

ادامه نوشته »

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش پنجم

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش پنجمjeopardizeبه خطر انداختنjubilationشادمانی بسیار، شعفJury Panelهیات منصفهjustificationتوجیهlarge scaleگستردهlay offاخراج کردنLeft Wingجناح چپlife of prisonmentحبس ابدlife sentenceحبس ابدliquid rock and ashمواد مذاب و خاکسترListening Postایستگاه شنودlobbyگروه فشارlong-range canonتوپخانه دوربردloyaltyوفاداریlunch an attackشروع حملهmake announcementاطلاع دادنmake unreasonable demandخواسته نامعقول داشتنMan Mineمین ضد نفرmanslaughterقتل غیر عمدmass destructionکشتار جمعیmember countriesکشورهای عضوmentally scarredزخم روحیmeritocracyجرگه سالاریmilitary coupکودتای نظامیMine Fieldمیدان مینmisdirectedگمراهmiserableبدبختیmoderateمیانه روmortar …

ادامه نوشته »

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش ششم

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش ششمP.K.Kجبهه میهنی کردستانpanic strickenهراس زدهparadeرژهparticipantشرکت کنندهpave the wayهموار کردن راهpenal servitudeزندان با اعمال شاقهpetrol bombکلوتوف مولوتوفpivotمحور اصلیplagueمصیبت، طاعونplantنیروگاهplant bombبمب گذاریplant mineمین گذاریPolice Postپاسگاه پلیسpolitical consciousnessآگاهی سیاسیPolling Boothصندوق اخذ رایPolling Stationایستگاه اخذ رایpoppyخشخاشposeایجاد کردنpourفرستادنpower plantنیروگاه برقPersecutor Lawyerدادستانpreside overریاست داشتنPresidential nominating Conventionکنوانسیون نامزدی ریاست جمهوریpriorityحق تقدمprojects were lunchedپروژه ها به اتمام رسید.protégé regimeرژیم دست نشاندهprovenمسلمprovisional governmentدولت …

ادامه نوشته »

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش هفتم

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش هفتمsackاخراج کردنsanctuaryپناه دادن، پناهگاهsavage oppressionرفتار خصمانهscandalرسواییScarجای زخم (سوختگی)scheduleمنظور کردنscholasticآموزشیscoldسرزنش کردنscourgeجراحتsearch warrantحکم تفتیشsectفرقه مذهبیseek asylumدرخواست پناهندگی سیاسیseek international supportدرخواست کمکهای بین المللیseizureتصرفself esteemعزت نفسself respectعزت نفسserve the interestتامین کردن منافعsetbackتوقیفsewage treatment plantتصفیه خانه فاضلابshadow Governmentدولت سایهshantytownگدا محله، بیغولهshrapnelترکش خمپارهshellگلوله توپshore upمحکم کردنshort fallکسریsleightمهارتslightتحقیرsniperتک تیر اندازSocial Justiceعدالت اجتماعیsoil treatmentبهینه سازی خاکsolidarityهمبستگیsolidarity confinementزندان تک سلولیsolidarity movementجنبش همبستگیspread …

ادامه نوشته »

میوه ها

میوه هاappleسیبapricotزرد آلوavocadoاوکادوbananaموزcantaloupeطالبیcherryگیلاسcoconutنارگیلdateخرماgrapeانگورgrapefruitگریپ فروتlemonلیموlimeلیمو ترشmangoانبهnutاجیلorangeپرتقالpapayaعنبه هندیpeachهلوpearگلابیpineappleآناناسplumآلوpruneآلو بخاراraisinکشمشraspberryتمشکstrawberryتوت فرنگیtangerineنارنگیwatermelonهندوانه

ادامه نوشته »

Ask people to take pictures for you

Ask people to take pictures for youExample 1 You : Excuse me. Do you mind taking us pictures?Stranger: Sure?You : Thank you. You can just press the button here.Example 2 You : Excuse me. Can you take pictures for us please?Stranger: Certainly. Is everything set? You : Please move to the left a bit. Thank you. Example 3 You: Excuse …

ادامه نوشته »

Phone conversation

Phone conversationWhen you are a caller— Hello?— Is that John?— Can I speak to John? — May I speak to John?When you are a receiver— This is John speaking, who’s that? — Who’s speaking please?— Who’s calling please?When you ask the caller to wait— One moment please.— Just a minute please.— Hold on please.— Hang on please When you ask …

ادامه نوشته »

آموزش مکالمه

آموزش مکالمهاز امروز باهم مکالمه کار میکنیم. در آغاز، از یک گفت و گوی ساده شروع میکنم.David: HelloLinda: HelloDavid: I’m David Clark.Linda: I’m Linda Martin.دیوید و لیندا هر دو به هم سلام میکنند. بعد اسم خودشان رامیگویند.وقتی یک نفر را برای اولین بار ملاقات می‌کنید معمولا می‌گویید: “از ملاقات شما خوشوقتم.” David: HelloLinda: HelloDavid: I’m David Clark.Linda: I’m Linda Martin.David: …

ادامه نوشته »

اصطلاح

اصطلاح از کیسه خلیفه بخشیدنMake free/ bold with sthExample: Your friends at the party who made so free with the drinks were not invited.با چشم غیر مسلحWith the naked eyeExample: You should not look at the sun with the naked eye.به امتحانش می ارزد Give it/ sb a tryExample: Even if you think you will not enjoy, give it a …

ادامه نوشته »

آموزش زبان فرانسه (قسمت اول)

آموزش زبان فرانسه (قسمت اول)زبان فرانسوی, پس از زبان‌های اسپانیایی و پرتغالی سومین زبان پرگویش و از خانوادهٔ زبان‌های رومی است. جمعا حدود 128 میلیون نفر به این زبان صحبت می‌کنند اما تنها 67 میلیون نفر آنان گویش وران مادری این زبان هستند. با این حساب از لحاظ تعداد گویش وران مادری, زبان فرانسوی رتبهٔ هجدهم در جهان را داراست …

ادامه نوشته »