یکشنبه , 31 شهریور 1398

آموزش زبان

دشوارترین کلمات در زبان انگلیسی!

دانشمندان طی پژوهشی جدید به بررسی کلماتی پرداختند که صحیح نوشتن آن‌ها برای اغلب افرادی که… دانشمندان طی پژوهشی جدید به بررسی کلماتی پرداختند که صحیح نوشتن آن‌ها برای اغلب افرادی که زبان انگلیسی سروکار دارند، دشوار است.کلمه “separate” به معنی “جدا، جداگانه‌ و تفکیک‌ کردن‌” در صدر لیست کلماتی قرار دارد که بیشترین غلط املایی هنگام نوشتن آن صورت …

ادامه نوشته »

یادگیری زبان انگلیسی

چرا زبان انگلیسی؟ زبان توسعه یافته ترین ابزار فکری است که برای برقراری ارتباط بین انسانها و جوامع انسانی به کار گرفته می شود. گرچه با ابزارهای دیگری مانند علایم، رقص و هنرهای بصری همچون نقاشی و مجسمه سازی نیز می توان ارتباط برقرار نمود، اما انتقال مفاهیم پیچیده ذهنی به ساده ترین و کامل ترین شکل ممکن فقط از …

ادامه نوشته »

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی آيا انگليسي آمريکايي (American English) و انگليسي بريتانيايي (British English) دو زبان مجزا هستند يا دو حالت مختلف از زبان انگليسي؟ بعضي‌ها مي‌گويند آنها دو زبان مختلف هستند ولي خيلي‌ها آنها را تنها حالتهاي مختلفي از يک زبان مي‌دانند.البته هيچ پاسخ دقيقي براي اين پرسش وجود ندارد. ما فقط مي‌توانيم بگوييم که تفاوتهايي ميان …

ادامه نوشته »

روشهای فراگیری لغات

روشهای فراگیری لغات به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:کارتهای نمایش (Flash cards)استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این …

ادامه نوشته »

Describing People’s Appearance

Describing People’s Appearance General descriptionsBeautifulused to describe womenزیبا، خوشگلHandsomeused to describe menزیبا، خوش قیافهGood-lookingused for bothزیبا، خوشگلAttractiveused for bothجذاب، دلرباPrettyused to describe womenقشنگUglyvery negativeزشتPlainless negativeزشتHeight & Buildtallقد بلند، بلندslimلاغرthinhas negative meaningلاغرmedium heightمتوسطbuildهیکلmuscularعضلانیshortکوتاه قد، کوتاهfatچاقHairblondeبلوندfairروشنbrownقهوه ایdarkتیرهblackسیاهstraightصافwavyموج دارcurly hairمجعد، فرفریSpecial featurespale skinپوست روشنbroad shouldersشانه های پهنscarزخمdark skinپوست تیرهbeardریشmoustacheسبیل

ادامه نوشته »

Describing Character

Describing CharacterPositivefriendlyدوستانهkindمهربانniceنجیبpleasantخوش مشربgenerousبخشندهoptimisticخوشبینeasy-goingآسان گیرrelaxedراحتcalmآرامsensitiveحساسhonestصادقgood funشوخbroad-mindedروشن فکرsympatheticهمدرد، دلسوزNegativeunfriendlyغیر دوستانهunkindنا مهربان، بی عاطفهhorribleنفرت انگیزunpleasantغیر دوستانهmeanخسیسpessimisticبدبینtenseعصبیnervousعصبیinsensitiveبی عاطفهdishonestمتقلبboringملال آور، کسل کنندهnarrow-mindedکوته فکرCharacter in workPositivehard-workingزحمتکش، پرکارpunctualوقت شناسreliableقابل اطمینانcleverباهوشflexibleانعطاف پذیرambitiousبلند پرواز، جاه طلبcommon senseعقل سلیمNegativelazyتنبلlateدیرunreliableغیر قابل اطمینانstupidاحمق، کند ذهنinflexibleسختidiotسبک مغز

ادامه نوشته »

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش اول

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش اول10 Article resolutionقطعنامه 10 ماده ایabductorآدم رباabortive attemptتلاش نافرجامabortive coupکودتای نافرجامabrogationلغوabstainامتناع کردنAbuseسوء استفاده کردنaccommodateسازش کردنAddressخطاب کردنaftermathزمان بعد از…Air Fieldفرودگاه نظامیAir Supremacyسیادت هواییair-craft carrierناو هواپیما برallegedاظهار نشدهallocateاختصاص دادنallyمتحدannihilateنابود کردنappealدرخواستapprovalمصوبه، تصویبaquaticمربوط به آبزیانArbitrary detention without trialبازداشت خودسرانه بدون محاکمهArbitration Bodyهیات حل اختلافarcheologistباستان شناسarmed divisionلشکر زرهیarrest warrantحکم بازداشتartillery fireآتشبارaspiration and tendenciesآمال و گرایشهاatrocityقساوتattainingدستیابیauthorizeاختیار/مجوز داشتنbalance of tradeتراز تجاریbar …

ادامه نوشته »

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش دوم

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش دومCabinet Reshuffleترمیم کابینهcadetدانشجوی دانشگاه افسریcallousپینهcapital punishmentحکم اعدامcarrot and stick policyسیاست زور و چماقcatastropheفاجعهcatastrophyفاجعه آمیزcategoriclyتلویحاcenterfugeگریز از مرکزchaosهرج و مرجchief of staffرییس ستادcicil servantsکارکنان دولتciteنقل کردنcivil serviceخدمات دولتیcivilianغیر نظامیcluster bombبمب خوشه ایcoalitionائتلافcoalition governmentدولت ائتلافیcoincideمتقارن شدنcollectiveهمگانیColonial Statesکشورهای وابستهcombatمقابله کردنcommitمرتکب شدنcommonalityوجه اشتراکcommute sentenceتخفیف در مجازات/محکومیتcompassionateعلاقه داشتنcompileتالیف کردنcomply withمطابق بودن باcomradeهم قطارconcentration campاردوگاه کار اجباریcondemnمحکوم کردنconservativeمحافظه کارconstituentموسسconstitutionقانون اساسیcontaminationآلودگیcontinentقارهcontingency planningطرحهای …

ادامه نوشته »

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش سوم

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش سومeconomic balanceموازنه اقتصادیeconomic gravityوخامت اوضاع اقتصادیeconomic viabilityتوجیه اقتصادیeffigyآدمکegoismخود محورelection defeatشکست انتخاباتیeliminateاز بین بردنembezzlementاختلاسEminantذاتیEminentبرجستهemptinessپوچیenforceبه اجرا گذاشتنenhanceزیاد کردن، بالا بردنenjoyed byبهره مند ازentrustواگذار کردنenvoyفرستادهequityتبرئه کردنeraدورانeradicateبرچیدنeruptفوران کردنethnicقومی، بومیEuphratesفراتevacuationتخلیهexecutive councilشورای اجراییexercise own rightاستفاده از حق خودexercise vigilanceهشیار بودنexoticعجیب و غریبExpediency Councilشورای تشخیص مصلحتexpeditionaryاعزامیexpelبیرون راندنexpress concernاظهار نگرانیexpress satisfactionاظهار رضایتextremistافراط گراfabricپارچهfactionگروهها یا فرقه های سیاسیfair trailمحاکمه منصفانهfelling of guiltاحساس گناهfend …

ادامه نوشته »

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش چهارم

لغات و اصطلاحات سیاسی – بخش چهارمgapفاصلهgratitudeقدردانیgrave sinگناه کبیرهGeneral Persecutorدادستان مدعی العمومgenocideنسل کشیGlobal Economyاقتصاد جهانیgood officeمساعدتgovernment of national reconciliationحکومت آشتی ملیgrenadeنارنجکGross human right violationنقض شدید حقوق بشرHagueدادگاه لاههhailتقدیر کردنhalf-brotherبرادر ناتنیhand overتحویل دادن، واگذار کردنharborپناه دادنharborپناهگاه، پناه دادنharsh sentenceمحکومیت شدیدhavenپناهگاهHAWKنوعی بمبhigh-rankingبلند پایهhinderجلوگیری کردن، مانع شدنhitتحت تاثیر قرار گرفتنholocaustهمه سوزی، هولوکاستhomicideقتل نفسhostageگروگانhostile activitiesفعالیتهای ددمنشانهhumiliatingتحقیر آمیزhumiliationآزار و اذیتillicitممنوع، غیر قانونیIlliteracy Campaignمبارزه با بی …

ادامه نوشته »