پنج شنبه , 14 مهر 1401

گفتگو با سامان احتشامی به بهانه كنسرت پیانو و نی انبان

گفتگو با سامان احتشامی به بهانه كنسرت پیانو و نی انبان
این نوازنده پیانو در آخرین كنسرت خود در تالار وحدت برای ایجاد فضایی جدید در موسیقی خود، پیانوی تشریفاتی و گرانقیمت را با یك ساز بومی و ساده…
گفتگو با سامان احتشامی به بهانه كنسرت پیانو و نی انبان
سامان احتشامی نوازنده جوان پیانو كه سال‌های زیادی در كنار جواد معروفی ساز زده و از او تكنیك‌های نوازندگی پیانو را آموخته، در حال حاضر با فعالیت مستمر خود توانسته شاگردان زیادی را تربیت كند.
او كه انتقال‌دهنده آموزه‌های معروفی به نسل آینده است، با نوازندگی متفاوت خود توانسته با این ساز انواع نغمات ایرانی و موسیقی بومی را با همان تكنیك‌های موسیقی غربی بنوازد.
این نوازنده پیانو در آخرین كنسرت خود در تالار وحدت برای ایجاد فضایی جدید در موسیقی خود، پیانوی تشریفاتی و گرانقیمت را با یك ساز بومی و ساده از منطقه ساحل خلیج فارس (نی انبان) همراه كرد كه در نوع خود بی‌نظیر بود.
ایده قرار گرفتن پیانو و نی‌انبان در كنار هم از كجا شكل گرفت؟
برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران ساز پیانو كه یك ساز كاملا كلاسیك و آكادمیك، شیك و بین‌المللی به شمار می‌آید در كنار نی‌انبان كه یك ساز محلی و زیبای موسیقی جنوب ایران است، قرار گرفت كه در نوع خودش تجربه‌ای موفق بود. من در این كنسرت قابلیت پیانو را نشان دادم و هدفم این بود كه به مردم بگویم باید ابتدا تكنیك‌های جهانی یك ساز را فرا گرفت و سپس به سوی تجربه‌های نو حركت كرد.
آیا از زمانی كه پیانو را به عنوان ساز اصلی انتخاب كردید، هدفتان این بوده یا این‌كه در چند سال اخیر برای خلق یك سبك جدید این كار را انجام دادید؟
من اولین اثرم را در سن 14 سالگی با نام «باغ به باغ» منتشر كردم كه مشوق آن هم استاد فرامرز پایور، سیامك بنایی و موسسه ماهور بود. از آنجایی كه پیانو زدن من با بقیه تفاوت داشت با تشویق‌های استاد پایور این اثر را منتشر كردم. همچنین ایشان اجازه دادند 2 تا از آثارشان را در آن آلبوم اجرا كنم و این واقعا برای من جای خوشحالی داشت و هم‌اكنون متوجه شدم كه استاد چه محبتی به من كردند و موجب شدند كه تشویق شوم و بتوانم در این زمینه كار كنم.
به طور كلی من در كارهایم حرف دل خودم را می‌زنم و سعی می‌كنم آن چیزی كه احساس می‌كنم و برداشتم از موسیقی است را اجرا كنم. اینها همه موجب می‌شود آدم احساس درونی خودش را بیان كند.
در ادامه ارتقای تكنیك‌هایتان روی پیانو، چرا به سراغ نی‌انبان و اجرای تلفیقی با این ساز رفتید؟
دوستی من و محسن شریفیان به 10 الی 15 سال گذشته برمی‌گردد. من و او كارهایمان را در استودیوی بابك شهركی ضبط می‌كردیم كه همانجا باهم آشنا شدیم.
وقتی هم كه كنسرت این نوازنده را در تالار وحدت دیدم و از آن بسیار لذت بردم از او خواستم كه نی‌انبانش را به آموزشگاه من بیاورد تا ببینیم می‌شود با هم ساز بزنیم یا خیر.
همان لحظه شروع همكاری من با او بود، چراكه با ساز زدن متوجه شدیم كه یكسری نغمات را می‌شود با پیانو و نی‌انبان اجرا كرد. ولی نكته جالب در این است كه هیچ‌كدام از نت‌های نی‌انبان با پیانو یكی نیست كه من صدای آن را ناكوك شنیدنی گذاشتم.
موسیقی ایرانی چقدر قابلیت این را دارد كه بتوان آن را با موسیقی‌های دیگر تلفیق كرد؟
موسیقی ایرانی موسیقی بومی یك منطقه است و به این خاطر كمتر می‌شود به صورت آكادمیك آن را یاد گرفت. برای یادگیری نوازندگی‌ و حالات موسیقی ایران باید حتما مدت زیادی را با استادی كه در زمان خودش حرف اول را می‌زند كاركرد. البته یكی از موارد مهم در یادگیری موسیقی ایران این است كه شخص باید حتما در ایران زندگی كند و مراسم و مناسبت‌هایی چون عاشورا، تاسوعا، نوروز، صله رحم و… را بفهمد و در كل احساس یك ایرانی را داشته باشد.
به نظر من در كنار همه این موارد زبان حرف اول را می‌زند، چراكه بیان موسیقی ما براساس زبان است.
موسیقی ایرانی چون از دل آن افرادی كه در یك منطقه كار می‌كنند و ساز می‌زنند بیرون می‌آید، نوشته نمی‌شود، چراكه نمی‌توان احساس را نوشت، ولی دیگر موسیقی‌ها نوشته می‌شوند و دارای یك نظام مشخص و منطقی هستند.
نظرتان درباره اجرای موسیقی ایرانی با اركستر بزرگ چیست؟
در بسیاری موارد دیده می‌شود كه موسیقی ایرانی با یك اركستر بزرگ اجرا می‌شود، اما من معتقدم كه اجرای این نوع موسیقی با یكی 2 ساز خیلی بهتر است، چراكه وقتی با اركستر اجرا می‌شود، دیگر ایرانی نیست. البته می‌شود كه موسیقی ایرانی را با سازهای جهانی هم اجرا كرد، اما دیگر حال و هوای ایرانی ندارد. مثل این‌كه من با ساز ابوا نغمات جنوبی را بزنم كه البته دیگر موسیقی نواحی ایران نیست و بلكه خارجی است.
شما در یك دوره‌ای با خواننده هم كار می‌كردید ولی چند سالی است كه بیشتر موسیقی‌هایتان بی‌كلام هستند؟
من هیچ وقت با هیچ خواننده‌ای كار نكرده‌ام و همیشه آنان بوده‌اند كه با من كار كرده‌اند. در واقع هیچ موزیسینی با خواننده كار نمی‌كند و خواننده‌ها همیشه پیشنهاد كار با آهنگساز را می‌دهند كه اگر غیر از این باشد آن موسیقیدان به خاطر مسائل مالی می‌خواسته آلبومش خوب بفروشد.
مثل این كه نگاه چندان مثبتی به خواننده‌ها ندارید؟
اصلا این طور نیست. من معتقدم كه خواننده هم مثل دیگران یك مجری است كه اثری ساخته شده از سوی آهنگساز را می‌خواند.
اما فكر نمی‌كنید مخاطب موسیقی بی‌كلام در ایران خیلی كم است؟
موسیقی ایرانی چون از دل بیرون می‌آید، نوشته نمی‌شود، چراكه نمی‌توان احساس را نوشت ولی دیگر موسیقی‌ها نوشته می‌شوند و دارای یك نظام مشخص و منطقی هستند
خواننده‌سالاری در تمام دنیا وجود دارد، چون كلام ماجرا را خواننده بیان می‌كند. اما من به شخصه این را نمی‌پذیرم كه خودم و تمام افراد گروه مسائل سخت برگزاری كنسرت را طی كنیم و در نهایت یك نفر دیگر مطرح ‌شود.
شما از شاگردان استاد معروفی هستید كه سبك ایرانی را روی پیانو پیاده كردید. برای منتقل كردن این شیوه به نسل آینده تا كنون چه اقداماتی را انجام داده‌اید؟
كسی كه می‌خواهد این شیوه را یاد بگیرد، علاوه بر شنیدن قطعات نواخته شده، باید دست‌های نوازنده را هم ببیند. به این منظور من ردیف محمود كریمی و میرزاعبدالله را به وسیله 2 نفر از هنرجویانم مانی باستانی پاریزی و سینا سلیم‌زاده با پیانوی دیجیتالی اجرا و تصویربرداری كرده‌ایم كه در آینده منتشر خواهد شد.
كسانی كه فیلم ضبط شده این پیانوها را تماشا می‌كنند، می‌‌توانند دست‌های نوازنده را هم روی صفحه ببینند.
علاوه بر این یكی از كارهایی كه دلم می‌خواهد در زندگی‌ام انجام دهم و سعی می‌كنم تا زنده هستم انجام دهم این است كه موسیقی ایران و تمام نغمات موسیقی ایران در طی 100 سال اخیر و نیز تمامی نغمات موسیقی آیینی را كه به نوعی تاریخچه موسیقی ایران هستند، با پیانو اجرا، ضبط و در اختیار مردم ایران و جهان قرار دهم. البته چه خوب می‌شد كه ارگان‌هایی برای حمایت از این كار وجود می‌داشت، چراكه همه ما با سرمایه خودمان كار می‌كنیم.
شما موسیقی فیلم هم كار كرده‌اید. چه تفاوتی بین موسیقی‌هایی كه برای آلبوم ضبط می‌كنید و موسیقی‌هایی كه برای فیلم می‌سازید از نظر نوع آهنگسازی وجود دارد؟
موسیقی كه برای آلبوم ساخته می‌شود باید شنیدنی باشد در حالی كه موسیقی فیلم به روند فیلم كمك می‌كند.
به نظر من موسیقی فیلم 2 نوع است؛ یك نوع كه ممكن است به صورت ترانه‌‌ای روی فیلم باشد كه شنیدنی است و نوع دیگر كه بدون فیلم دیگر كارایی ندارد. من به شخصه قصد دارم موسیقی فیلم‌هایی كه تاكنون ضبط كرده‌ام را منتشر ‌كنم ولی جالب اینجاست كه خودم خیلی قسمت‌های آن را اصلا نمی‌توانم گوش كنم.
پس چرا منتشر می‌كنید؟
می‌خواهم بمانند. در عین حال معتقدم كه هر چیزی كه منتشر می‌شود دلیل برخوب بودنش نیست.
به هر حال چیزی كه منتشر می‌شود، قابلیت شنیدن دارد؟
قابلیت شنیدن دارد، اما قابل شنیدن برای كسی كه بخواهد موسیقی گوش كند و از آن لذت ببرد، نیست. چراكه موسیقی فیلم با تصویر خودش را نشان می‌دهد. البته در تمام دنیا موسیقی‌های فیلم را بدون تصویر هم منتشر می‌كنند، اما در كشور ما باب نیست.
به طور كلی موسیقی فیلم‌های ما در چه وضعیتی قرار دارند. آیا منطبق بر استانداردهای جهانی ساخته می‌شوند؟
مگر فیلم‌های ما در قالب استانداردهای جهانی ساخته می‌شوند كه موسیقی‌اش بخواهد جهانی ساخته شود. متاسفانه هم‌اكنون هر كسی هزینه كمتری می‌گیرد به آن سفارش ساخت موسیقی می‌دهند. از طرف دیگر به خاطر این‌كه هزینه‌ها خیلی بالاست، همه موسیقی فیلم‌ها كامیپوتری شده كه متاسفانه آن گرما و حس لازم را ندارند.
چند سال اخیر به سراغ موسیقی كودك رفته‌اید كه آخرین كارتان آلبوم «سبزه ریزه میزه» است. چه انگیزه‌ای شما را به این شاخه از موسیقی كشانده است؟
اولا كودك درونم هنوز زنده است. ثانیا این كه معتقدم برای موسیقی كودك خیلی كم كار می‌شود و سرمایه‌گذاری برای آن صورت نمی‌گیرد. بر این اساس من تا آنجایی كه بتوانم برای كودكان این مملكت كار می‌كنم و موسیقی ضبط می‌كنم.
از سوی دیگر در زمان كودكی ما نوار قصه زیاد منتشر می‌شد كه ما با آنها مانوس بودیم، اما امروزه بازار فروش سی‌دی و كاست به خاطر شبكه‌های تلویزیونی و دیگر سرگرمی‌ها خیلی كم شده كه این خود یكی از معضلات موسیقی ماست.
با این حال من در حال حاضر علاوه بر این‌كه آلبومی را با صدای علیرضا گلشن و نیز آلبوم موسیقی‌های فیلم‌هایم را در دست انتشار دارم، قصد دارم موسیقی داستان حسنك و اسب بالدار نوشته رضا اشعاری را نیز بسازم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.