سه شنبه , 15 آذر 1401

کم کردن 30 کیلو وزن زندگیم را دگرگون کرد

کم کردن 30 کیلو وزن زندگیم را دگرگون کرد
داشتن سه فرزند، و پرخوری بدون انجام کوچکترین نرمشی من را در موقعیتی قرار داده بود که مجبور شدم وزنم را کم کنم.
(عکس تزیینی است)
دو سال پیش، صدای تالاپ تولوپ قلبم را در مطب دکتر می شنیدم. نگران بودم. این مورد شدیدتر شد تا حدی که مرا از خواب بیدار می کرد. یک روز که پسرم را به مدرسه برده بودم، در راه برگشت بیهوش شدم. مردم مرا به مطب دکتر انتقال دادند.
الان که 45 سال سن دارم، از دکتر رفتن متنفر شدم، فقط به خاطر اینکه از اضافه وزنم خجالت می کشم. داشتن سه فرزند، و پرخوری بدون انجام کوچکترین نرمشی من را در موقعیتی قرار داده بود که مجبور شدم وزنم را کم کنم. لباسها و حتی سایز کفشم نمی توانست حقیقت را کتمان کند. من چاق و در عین حال مریض بودم. علاوه بر مشکلات قلبی، فشار خونم هم بالا و پایین می شد، در معرض ابتلا به دیابت بودم، پاهایم تا حدی متورم شده بود که نمی توانستم کفش پایم کنم. از خروپف کردن در خواب خسته شده بودم، و نمی توانستم از سربالایی بالا بروم و اگر از پله ها بالا می رفتم محال بود که نفس کم نیاورم.
دکترم فورا من را به یک متخصص قلب و عروق و به یک کلینیک تخصصی اختلالات خواب معرفی کرد. دکتر اول از همه قرصهایی برایم تجویز کرد که ورم پاهایم را از بین ببرد، و به من گفت که هر ماه باید آزمایش خون بدهم و قرصهایی برای قلبم مصرف کنم. پیش خودم گفتم: دکتر رفتن و دارو مصرف کردن تازه شروع شد. من مشکل خودم را می دانستم. برای مدت طولانی اضافه وزن بالایی داشتم. و تقریبا همه مشکلاتم بر اثر چاقی ام به وجود آمده بود. نظر همه پزشکان نسبت به مشکل من یکسان بود. من باید وزنم را کم می کردم.
می دانستم که برای کم کردن وزن یک فرمول ساده وجود دارد: من باید کمتر از آن چیزی که نیاز داشتم کالری مصرف می کردم. تنها موضوعی که مرا رنج می داد ورزش کردن بود. چه کار باید می کردم؟ چه ورزشی باید انجام می دادم؟ غیر ممکن به نظر می رسید. یک روز درحال چت کردن با دوستم بودم که او از نوع موسیقی ای که هنگام ورزش کردن با تریدمیل گوش می داد برایم صحبت می کرد. او برایم گفت که چقدر موسیقی از خسته شدن او به هنگام ورزش جلوگیری می کند. کمی به حرفهایش فکر کردم. من عاشق موسیقی بودم حتی بیشتر از غذا و کم تحرکی. شاید این موضوع بود که توانست به من کمک کند.
خجالت می کشیدم به باشگاه بروم. به خاطر همین یک ترید میل خریدم و در اتاق خوابم گذاشتم. همسرم برای خرید دستگاه تریدمیل مردد بود. چون ما دستگاه های ورزشی زیادی در خانه داشتیم و از آنجایی که من با هیچ کدام از آنها کار نمی کردم فقط دستگاه ها به یک رخت آویز برای لباسهایم تبدیل شده بود. اما این بار با دفعات قبل فرق می کرد. من کاملا آماده بودم. لباسهای ورزشی ام را آماده کردم و شروع به تمرین کردم.
سری اول 10 دقیقه حدود 2 مایل (3 کیلومتر) پیاده روی کردم. به خودم می گفتم 10 دقیقه بهتر از تمرین نکردن است. هر روز نسبت به روز قبل راحت تر تمرین می کردم. کم کم 10 دقیقه تبدیل به 60 دقیقه شد و حدود 5 مایل پیاده روی می کردم.
امروز، در سن 47 سالگی، 30 کیلو وزن کم کرده ام. همه مشکلات قلبی ام برطرف شده است. به راحتی برای خودم لباس می خرم. به راحتی از پله ها بالا می روم و نسبت به همه چیز احساس خوبی دارم.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.