یکشنبه , 10 مهر 1401

هر‌كس، به اندازه‌ي اهدافش ثروتمند است!

هر‌كس، به اندازه‌ي اهدافش ثروتمند است!

زندگي، هديه‌اي‌ست که از جانب خداوند به ما ارزاني داشته شده و ما اجازه نداريم در فقر، نااميدي و حسرت، روزگار را بگذرانيم و در اين دنيا، بدون آرمان و باري‌به‌هر‌‌جهت زندگي کنيم‌ بنابراين بايد مراقب گذر لحظه‌هاي ارزشمند عمر خود باشيم و اين لحظه‌‌ها‌ ‌را با ‌هدف بگذرانيم چراکه زندگي، دکمه‌ي بازگشت ندارد و ‌هرچه را با تمام وجود بخواهيم، به‌دست مي‌آوريم.

همان‌گونه که مي‌دانيم، لازمه‌ي داشتن يک زندگي ايده‌آل، در مرحله‌ي نخست، داشتن هدف مشخص و تعيين مسير مي‌باشد چراکه بي‌هدف بودن، انسان را دچار روزمرگي مي‌کند اما داشتن هدف، برنامه‌ريزي را درپي دارد و داشتن برنامه، هدف‌ها را محقق مي‌سازد و درنهايت برنامه‌ريزي درست، موفقيت مي‌آفريند.

هدف، وضعيتي است که مي‌خواهيم در آينده داشته باشيم و موفقيت، مسيري است براي دست‌يابي به اهدافي خاص. اگر خودمان نتوانيم وضعيت‌مان را در آينده تعيين کنيم،‌ ناچار محيط پيرامون‌مان، وضعيت را به ما تحميل مي‌کند و آن‌چه که محيط بر ما حکم مي‌کند، چه‌بسا با ما سازگاري نداشته باشد. پس چه بهتر که خود، هدف مطلوب‌مان را معلوم نموده و به سمت آن حرکت کنيم.

انتخاب هدف:
يکي از ضرورت‌هاي زندگي، انتخاب هدف است که بايد به‌صورت آگاهانه انجام گيرد. اهداف زندگي هر شخص، با ديدگاه‌ها، مقاصد و اعتقادات او، ارتباط تنگاتنگ دارد بنابراين به‌جاي داشتن يک‌سري خيال‌ها و آرزوهاي مبهم، بهتر است روي اهداف مشخص، متمرکز شويم. اين‌كه بدانيم هدف‌مان در زندگي چيست، خود باعث رسيدن هرچه سريع‌تر به موفقيت مي‌شود.

مشخص کردن اهداف، باعث مي‌شود ‌بتوانيم انتخاب‌هاي بهتري داشته و به دستاوردهاي مهمي برسيم. داشتن هدف، باعث مي‌شود انسان از تقليد کورکورانه و گم‌شدن در راهي که مقصود او نيست، دوري کند. اين هدف‌ها هستند که مسير و مقصد زندگي را تعيين و روشن مي‌کنند و به انسان اعتماد‌به‌نفس، انگيزه و عشق به زندگي مي‌دهند. هدف، انسان را با استعدادها و توانمندي‌هاي بي‌کران دروني‌اش آشنا مي‌کند.

داشتن هدف و برنامه در زندگي، به انسان حرکت مي‌دهد و در او انرژي مي‌آفريند. کسي که هدفي مشخص دارد، براي رسيدن به آن، با همه‌ي توانش مي‌کوشد و پيش‌مي‌رود و هيچ سد و مانعي را ياراي آن نيست که در برابرش، مقاومت کند. او بر‌مي‌خيزد و براي رسيدن به آرمان‌هايش، دست به اقدام و تلاش مي‌زند.

مراحل رسيدن به هدف:
با‌وجود اهميت بسيار زياد انتخاب هدف در زندگي، مردم به‌طور معمول نمي‌دانند که چه‌طور بايد براي خود هدف تعيين کنند.


در زير، آموزش‌هايي‌ ارائه مي‌شود که به انتخاب هدف در زندگي، کمک شاياني مي‌نمايد:

کاغذي سفيد جلوي روي‌تان قراردهيد و هرچه به فکرتان مي‌آيد را روي آن ‌نوشته و ليستي از رؤياهاي‌تان را تهيه نماييد. خيلي از ما، توانايي خيال‌پردازي را از دست داده‌ايم و اين مايه‌ي تأسف است. با خيال‌پردازي مي‌توان به آينده اميدوار بود و هرکجا اميد باشد، موفقيت نيز هست.

بنابراين سعي‌کنيد تا حد امکان، تمامي رؤياهاي‌تان را به‌ياد آوريد. بعد از تکميل ليست‌تان، در مورد هر آيتم آن، از خود بپرسيد «چرا؟» اگر نتوانستيد در يک جمله بيان کنيد که چرا چنين خيالي داشته‌ايد و چرا مي‌خواهيد به آن برسيد، پس ديگر آن ايده، يک خيال نخواهد بود و نمي‌تواند براي شما هدف باشد بنابراين روي آن خط بکشيد. سپس بررسي کنيد که آيا اين به‌طور واقعي هدف خود من است يا کسان ديگري مي‌خواهند من به اين هدف برسم؟ آيا اين هدف، کار صحيح و درستي است؟ آيا رسيدن به اين هدف، من را از رسيدن به اهداف ديگرم باز‌مي‌دارد؟

وقتي کارتان در اين مرحله تمام شد، به احتمال زياد ليست‌تان بسيار کوچک‌تر از اول شده است و اين باعث مي‌شود کم‌کم به تشخيص هدفي که توانايي رسيدن به آن را داريد، نزديک‌تر شويد و اين، همان هدف اصلي زندگي مي‌باشد. در تعيين اهداف، به ويژه هدف اصلي يا هدف نهايي زندگي، توجه به يک نکته، ضروري‌ست و آن، هماهنگي و تطابق اهداف، با ذات، جوهر، فطرت و رسالت زندگي ماست.

البته اين نکته را نيز بايد درنظر داشته باشيد که بعضي از اهداف‌تان بايد آن‌قدر بزرگ باشد که باعث شود توانايي‌هاي‌تان را ارتقاء دهيد. اين اهداف بايد در درازمدت حاصل شود که شور و شوق شما را حفظ کرده و ناکامي‌هاي‌تان را از اهداف کوتاه‌مدت کاهش دهد.

در مرحله‌ي بعد، اهداف‌‌تان را دسته‌بندي کرده و به دو گروه کوتاه‌مدت و بلندمدت تقسيم‌بندي نماييد و پس از آن، فعاليت‌هاي لازم براي رسيدن به هر کدام از آن‌ها را نيز مشخص کنيد. براي اين کار، نقشه‌اي در ذهن‌تان طراحي کنيد که توانايي‌ها و ضعف‌هاي‌تان را در مورد آن هدف به‌خصوص، نشان‌دهد. دقت نماييد که بايد با خود صادق بوده و اهداف عملي و قابل وصول خود را از رؤياهاي تخيلي و غيرقابل دسترس جدا نماييد. نکات مثبت و منفي شخصيت خود را با ذکر جزئيات بيان کنيد. نقاط ضعف خود را بپذيريد و بدون احساس ضعف با يک برنامه‌ريزي منظم، سعي در کاهش آن نماييد و با باور نقاط قوت خويش، با ارائه و تقويت آن در مقاطع خاص، ارزش‌هاي شخصيتي خويش را تثبيت نموده و ارتقاء دهيد. حال بهترين راه‌هاي رسيدن به هدف‌تان را بنويسيد و پس از درنظر گرفتن تمامي جوانب کار، مسير خود را مشخص نماييد.

پس از طي تمامي مراحل بالا، نوبت به مهم‌ترين مرحله يعني شروع حرکت در مسير هدف مي‌رسد. تا زماني‌که تصميم جدي براي قدم در راه گذاشتن نداشته باشيد، همواره هدف‌هاي‌تان در حد رؤيا و آرزو باقي خواهند ماند. بنابراين بايد با عقل و درايت تصميم‌گيري کنيد، ترديد نداشته باشيد، از عواقبش نترسيد، عجولانه تصميم نگيريد، با افكار نا‌اميد‌كننده بجنگيد و مهم‌تر از همه اين‌که تصميم‌گيرنده، خودتان باشيد. پس بدون ترس از خطرات احتمالي راه و با انتخاب بهترين مسير، اقدام نماييد و به نتيجه‌ي کار خود، مطمئن باشيد.

در يک نگاه کلي، مراحل رسيدن به هدف‌ها به شکل زير تقسيم‌بندي مي‌شود:

1) ليست‌بندي هدف‌ها
2) زمان‌بندي هدف‌ها (زمان لازم براي رسيدن به هدف)
3) اولويت‌بندي هدف‌ها
4) ايجاد انگيزه براي هر هدف (وضوح در هدف)
5) برنامه‌ريزي براي رسيدن به هدف‌ها
6) اقدام و شروع حرکت در مسير هدف (تلاش مستمر براي رسيدن به هدف)

به خاطر بسپاريد كه هدف‌گذاري‌، يك فعاليت هميشگي است كه نيازمند به‌روزآوري، ثبت، اولويت‌‌بندي و مرور منظم هر دو نوع اهداف كوتاه‌مدت و بلند‌مدت مي‌باشد. بدين منظور، دست‌كم هر شش ماه يک‌بار، اهداف خود را مرور كرده و آن‌ها را (در صورت نياز) مورد اصلاح قراردهيد چراكه با حركت در مسيري منظم، ممكن است متوجه شويد ديگر اهدافي كه در قبل ثبت نموده بوديد، آن ارزش اوليه را ندارند و نيازمند اصلاح مي‌باشند.
در اين هنگام، سعي‌كنيد از تناقض يا تضاد بين اهداف يا قياس نادرست به هر شكلي، آگاه بوده و از آن‌ها اجتناب كنيد. به زبان ساده‌تر، ممكن است رسيدن به دو هدف در كنار هم در يك دوره‌ي زماني، غيرممكن باشد. از اين طريق، مي‌توانيد چنين تناقضاتي را كشف نماييد اما در عين حال، هرگز كوشش براي دست‌يافتن به آن‌ها را فراموش نکنيد.

درنهايت مهم اين است که بدانيم همه‌ي چيزهاي لازم براي برداشتن اولين قدم را دراختيار داريم‌ بنابراين بايد دست از بهانه‌گيري و بهانه‌جويي‌هاي بي‌پايه و ‌‌اساس برداريم و لحظه‌ي اکنون را به‌عنوان بزرگ‌ترين فرصت زندگي خود بپذيريم و اولين گام را به سوي تحقق آرزوهاي خود برداريم و آن‌قدر در اين مسير مداومت و پافشاري به‌خرج دهيم که درنهايت، اتفاقي که هميشه آرزوي آن را داشتيم، در مقابل چشمان‌مان محقق شود و به‌وقوع بپيوندد.

هيچ‌گاه فراموش نکنيم که زندگي، فرصت‌هاي فراواني دراختيار کساني که به جست‌وجوي آرمان‌هاي بلندشان به‌پا خواسته‌اند و به تحقق رؤياهاي‌شان همت گماشته‌اند، قرار‌مي‌دهد. بنابراين بايد خط‌مشي خود را در زندگي تعيين کنيم و سکان‌دار کشتي سرنوشت خود باشيم و منتظر ديگران نمانيم و با طراحي و هدف‌گذاري، مسير زندگي‌مان را روشن کنيم و از زندگي خود، يک شاهکار بسازيم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.