جمعه , 2 اسفند 1398

مناجات سید ساجدان در سحرهای رمضان

پروردگارا ، اینک این جایگاه آن کسی است که به تو روی آورده و به کرم ات پناه جسته و به احسان و نعمت های تو خو گرفته است و تو آن بخشنده ای هستی که گذشت تو کاستی نمی پذیرد و فزون دهی ات کم نمی شود و رحمت ات اندک نمی گردد و ما به چشم پوشی دیرینه و بخشش بزرگ و رحمت گسترده ات امید و تکیه داریم .
خدایا ، آیا بپنداریم که برخلاف گمانمان با ما رفتار می کنی ؟ یا ما را از آرزوهایمان ناامید می سازی ؟ ای بخشنده ، هرگز به تو چنین گمان نمی بریم و این گونه از تو انتظار نداریم !
پروردگارا ، ما به درگاه تو آرزوی زیادی داریم و امید بزرگی بسته ایم . تو را نافرمانی کرده ایم و امید آن داریم که آن ها را بر ما بپوشانی و تو را خواندیم و امید پذیرش از جانب تو را داریم . پس ای مولای ما آرزوهایمان را برآور ؛ که خود می دانی به ازای رفتارمان سزاوار چه ایم ؛ اما آگاهی تو در باره ی ما و آگاهی ما این است که از ما روی نمی گردانی و از این رو ، به سوی تو کشیده شده ایم . ما سزاوار مهربانی تو نیستیم ؛ تو به لازمه ی رحمت گسترده ات شایسته آن ای که به فزون بخشی فراگیرت بر ما و گنه کاران ببخشایی . پس بر ما آن سان که خود شایستگی داری ، منت گذار و بر ما بخشندگی کن که ما به عطای تو نیازمندیم .
ای آمرزنده ، ما به نور تو هدایت یافته و با فزون بخشی تو از دیگران بی نیاز شده و به نعمت ات صبح و شام مان سپری کرده ایم . لغزش ها و گناهانمان در پیشگاه توست . پروردگارا ، آمرزش آن ها را از تو می خواهیم و به نزدت به توبه باز می آییم .
خدایا تو با نعمت هایت به ما محبت می ورزی و ما با گناهان مان با تو مقابله می کنیم !
خیر تو بر ما فرو می ریزد و شر ما به سوی تو بالا می آید ! همواره و بی وقفه فرشته ای بزرگوار گزارش عمل زشت مارا نزد تو می آورد ؛ اما این سبب نمی شود تا تو ما را غرق نعمت هایت نکنی و آن نعمت ها را بر ما فزونی ندهی ؛ پس تو منزه ای ! چه بردبار و بزرگوار و بخشنده ای ؛ آن گاه که به نعمت می آغازی و آن زمان که تکرار نعمت می کنی ! نام هایت پاک و ستایش تو بسی والاست و ساخته ها و کارهایت گرامی .
خدای من ، بخشش و بردباری تو گسترده تر و برتر از آن است که مرا به کردار و خطاهایم بسنجی . پس مرا ببخشای ! ببخشای ! ببخشای ! ای سرورم ، آقایم ، مولایم .
خداوندا ، ما را به ذکرت مشغول فرما و از غضبت مصون دار و از کیفرت امان ده و از بخشش هایت روزی مان فرما ، و به فضلت به ما نعمت عطا فرما و زیارت خانه ی خود و زیارت مرقد پیامبرت را – که درود و رحمت و آمرزش و رضوانت بر او و بر خاندانش باد – روزیمان گردان ، که تو به مردمان نزدیک و پاسخ گویی . عمل به بندگی ات را نصیبمان ساز و ما را به آیین خود و بر روش پیامبرت – که درود خدا بر او و آلش باد – بمیران .
پروردگار ا ، من و پدر و مادرم را بیامرز و بر آن ها رحم کن ؛ به پاس آن که مرا در کودکی تربیت کردند و ایشان را به ازای نیکی ها ، با نیکی و در برابر گناهان ، به بخشودگی پاداش فرما .
بارالاها ، مردان و زنان مؤمن را ، چه زنده و چه از این جهان رخت بر بسته ، بیامرز و با رشته ی نیکوکاری ، میان ما و ایشان پیوند بر قرار ساز .
بار خداوندا ، زنده و مرده ، حاضر و غائب ، مرد و زن ، کوچک و بزرگ ، آزاد و بنده ی ما را بیامرز . کسانی که از خداوند روی گردانیدند ، دروغ گفتند و به گم راهی عمیقی کشانده شدند و به زیان آشکاری رسیدند .
خداوندا ، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا عاقبت به خیر گردان و آن چه را برای من از امور دنیا و آخرت مهم است ، خود به عهده گیر و آن کس را که به من رحم ننماید بر من چیره مساز و از جانب خودت بر من نگهبانی ماندگار قرار ده و آن نعمت های نیکویی را که عطایم فرمودی ، از من باز مگیر و از ره گذر فضل خویش ، روزی گسترده و حلال و پاکیزه قسمت ام فرما .
پروردگارا ، مرا در پناه مراقبت خود نگاه دار و در سایه ی محافظتت و در ( ظل ) حمایتت از هر بلا محفوظ دار و زیارت خانه ی محترم خود را ، در این سال و همه ساله ، و زیارت قبر رسول ( گرامی ) ات و ائمه ی
( پاکیزه ات ) را – که درود خدا بر آن ها باد – نصیبم گردان و مرا ای خدا از ( دیدار ) آن بارگاه های بلند مرتبه و جایگاه های گرامی دور افتاده مدار .
خدایا ، توبه ی مرا به گونه ای بپذیر که دیگر تو را نافرمانی نکنم و تا زنده ام – ای خدای جهانیان – کار خیر و عمل به آن و پروای از خودت را در شب و روز در دلم بیفکن .
بار خدایا ، هر زمان آماده می شوم تا در پیشگاهت به نماز بایستم و با تو به راز نیاز پردازم ، خواب را بر من چیره می سازی و هنگام عرض نیاز ، فرصت گفت گو را از من باز می ستانی ! مرا چه شده هر زمان که با خود می گویم : درونم سامان یافته است و به مجالس توبه کنندگان نزدیک شده ام ، حالتی برایم پیش می آید که گام هایم را می لرزاند و میان من و خدمت تو حائل می گردد ؟ !
آقای من ! شاید مرا از درگاهت رانده ای و از خدمتت دور داشته ای ؟! و یا شاید چون دیدی که من حق ( بایسته ی ) تو را سبک می شمارم ، پس مرا از خود دور کرده ای ؟! یا شاید چون روی گردانی ام را نگریستی ، بر من خشم گرفته ای ؟! و یا شاید مرا در جایگاه دروغ گویان یافتی ، پس مرا رها کرده ای ؟! یا چون مرا سپاس گزار نعمت های خود نیافتی ، از خویش محروم ام ساخته ای ؟! یا شاید مرا همنشین عالمان نیافتی ، پس خوارم داشته ای ؟! یا شاید چون مرا در میان جمع بی خبران یافته ای ، از رحمت ات نا امیدم ساخته ای ؟! یا شاید چون مرا مونس بیهوده گذرانان دیدی ، مرا با ایشان واگذاشته ای ؟! یا شاید چون دوست نداری دعایم را بشنوی ، پس مرا از خود دور گردانیده ای ؟! یا مرا به خاطر جرم و گناهم کیفر کرده ای ؟! یا شاید به خاطر بی حیائی ام نسبت به تو سزا و مجازات ام داده ای ؟!
خدایا ، آگر مرا عفو فرمایی ، چه بسیارند گنه کارانی که پیش از من از آنان در گذشته ای ! چرا که کرم تو – ای خدای من – برتر از آن است که تقصیر کاران را مجازات کنی و من به ( دامن ) فضلت پناه آورده ام ؛ از ( خشم ) تو به ( دامان رحمتت ) می گریزم و وعده ی چشم پوشی ات را در حق کسی که به تو حسن ظن دارد محقق می شمارم .
خدای من ، بخشندگی ات گسترده تر و بردباری ات برتر از آن است که مرا با کرده هایم بسنجی یا مرا به خاطر خطاهایم دچار لغزش سازی . ای سرورم ، من چه ام و چه ارزشی دارم ؟! ای سرور من ، مرا به فضلت ببخش و به عفوت بر من منت گذار ؛ با پوشش خود مرا بیارای و به کرم خویش از توبیخ من چشم بپوشان .
سرورم ، من آن طفل کوچک ام که پرورشم دادی ؛ من آن نادانم که وی را آموختی ؛ من آن گم راه ام که راهش نشان دادی ؛ من آن بنده ی بی مقدارم که سربلندی اش بخشیدی ؛ من آن هراسان ام که ایمنی اش دادی و آن گرسنه ام که سیرش ساختی و آن تشنه ام که سیرابش کردی و آن برهنه ام که او را پوشاندی و آن نیازمندی هستم که بی نیازش کردی و آن ناتوانی هستم که نیرومندش ساختی و آن خواری هستم که سرفرازش ساختی و آن بیماری هستم که درمانش کردی و آن گدایی هستم که عطایش فرمودی و آن گنه کاری هستم که گناهانش را پوشاندی و آن خطا کاری هستم که از او در گذشتی ؛ من آن ناچیزام که او را فزونی بخشیدی و آن ناتوانی هستم که یاری اش کردی ؛ آن رانده شده که پناهش دادی .
پروردگار من ، من ام آن که نه در خلوت از تو شرم کردم و نه در جمع، تو را پاس داشتم . من ام آن که به بلاهای بزرگ دچار آمده ! من ام آن که بر مولایش گستاخی کرده است ! من ام آن که فرمان روای آسمان ها را نافرمانی کرده است ! من ام آن که بر نافرمانی های خدای بزرگ رشوه داده ام ! من ام آن که با شنیدن مژده ی فردی گناه کار ، شتابان به سوی آن رفتم !
من ام آن که مهلت ام دادی ولی این فرصت را رعایت نکردم و تو اما گناهانم را بر من پوشاندی ؛ ولی شرم نکرده و باز هم معصیت کرده از حد فرا رفتم و مرا از نظرت دور افکندی ؛ باز هم باکی نداشتم ! با این همه بدی، تو با بردباری ات ، فرصتم دادی و با پوشش ات مرا پوشاندی ؛ تا آن جا که گویی از حال من آگاه نیستی و مرا از کیفر گناهانم دور نگه داشته ای ؛ چنان که گویا تو از من شرم کردی !!!
ادامه دارد…
————–
يا رَبِّ هذا مَقامُ مَنْ لاذَبِكَ وَاسْتَجارَ بِكَرَمِكَ وَاَلِفَ اِحْسانَكَ وَنِعَمَكَ وَاَنْتَ الْجَوادُ الَّذي فَضْلُكَ وَلا تَقِلُّ رَحْمَتُكَ وَقَدْ تَوَثَّقْنا لايضيقُ عَفْوُكَ وَلا ينْقُصُ
مِنْكَ بِالصَّفْحِ الْقَديمِ وَالْفَضْلِ الْعَظيمِ وَالرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ اَفَتَُراكَ يا رَبِّ تُخْلِفُ ظُنوُنَنا اَوْ تُخَيبُ آمالَنا كَلاّ يا كَريمُ فَلَيسَ هذا ظَنُّنا بِكَ وَلا هذا فيكَ طَمَعُنا يا رَبِّ اِنَّ لَنا فيكَ اَمَلاً طَويلاً كَثيراً اِنَّ لَنا فيكَ رَجآءً عَظيماً عَصَيناكَ وَنَحْنُ نَرْجوُ اَنْ تَسْتُرَ عَلَينا وَدَعَوْناكَ وَنَحْنُ نَرْجوُ اَنْ تَسْتَجيبَ لَنا فَحَقِّقْ رَجآئَنا مَوْلانا فَقَدْ عَلِمْنا ما نَسْتَوْجِبُ بِاَعْمالِنا وَلكِنْ عِلْمُكَ فينا وَعِلْمُنا بِاَنَّكَ لا تَصْرِفُنا عَنْكَ وَاِنْ كُنّا غَيرَ مُسْتَوْجِبينَ لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجوُدَ عَلَينا وَعَلَي الْمُذْنِبينَ بِفَضْلِ سَعَتِكَ فَامْنُنْ عَلَينا بِما اَنْتَ اَهْلُهُ وَجُدْ عَلَينا فَاِنّا مُحْتاجوُنَ اِلي نَيلِكَ يا غَفّارُ بِنوُرِكَ اهْتَدَينا وَبِفَضْلِكَ اسْتَغْنَينا وَبِنِعْمَتِكَ
اَصْبَحْنا وَاَمْسَينا ذُنوُبُنا بَينَ يدَيكَ نَسْتَغْفِرُكَ الّلهُمَّ مِنْها وَنَتوُبُ اِلَيكَ تَتَحَبَّبُ اِلَينا بِالنِّعَمِ وَنُعارِضُكَ بِالذُّنوُبِ خَيرُكَ اِلَينا نازِلٌ وَشَّرُنا اِلَيكَ صاعِدٌ وَلَمْ يزَلْ وَلا يزالُ مَلَكٌ كَريمٌ ياْتيكَ عَنّا بِعَمَل قَبيح فَلا يمْنَعُكَ ذلِكَ مِنْ اَنْ تَحوُطَنا بِنِعَمِكَ وَتَتَفَضَّلَ عَلَينا بِآلائِكَ فَسُبْحانَكَ ما اَحْلَمَكَ وَاَعْظَمَكَ وَاَكْرَمَكَ مُبْدِئاً وَمُعيداً تَقَدَّسَتْ اَسْمآئُكَ وَجَلَّ ثَناؤُكَ وَكَرُمَ صَنائِعُكَ وَفِعالُكَ اَنْتَ اِلهي اَوْسَعُ فَضْلاً وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايسَني بِفِعْلي وَخَطيـئَتي فَالْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ سَيدي سَيدي سَيدي اَللّـهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ وَاَعِذْنا مِنْ
سَخَطِكَ وَاَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ وَارْزُقْنا مِنْ مَواهِبِكَ وَاَنْعِمْ عَلَينا مِنْ فَضْلِكَ وَارْزُقْنا حَجَّ بَيتِكَ وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيكَ صَلَواتُكَ وَرَحْمَتُكَ وَمَغْفِرَتُكَ وَرِضْوانُكَ عَلَيهِ وَعَلي اَهْلِ بَيتِهِ اِنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ وَارْزُقْنا عَمَلاً بِطاعَتِكَ وَتَوَفَّنا عَلي مِلَّتِكَ وَسُنَّةِ نَبِيكَ صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَالِهِ اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لي وَلِوالِدَي وَارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيراً اِجْزِهما بِالاِْحسانِ اِحْساناً وَبِالسَّيئاتِ غُفْراناً اَللّـهُمَّ اغْفِرْ
لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ الاَْحيآءِ مِنْهُمْ وَالاَْمواتِ وَتابِعْ بَينَنا وَبَينَهُمْ بِالْخَيراتِ اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِحَينا وَمَيتِنا وَشاهِدِنا وَغآئِبِنا ذَكَرِنا وَاُنْثانا صَغيرِنا وَكَبيرِنا حُرِّنا وَمَمْلوُكِنا كَذَبَ الْعادِلوُنَ بِاللهِ وَضَلّوُا ضَلالاً بَعيداً وَخَسِروُا خُسْراناً مُبيناً اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاخْتِمْ لي بِخَير وَاكْفِني ما اَهَمَّني مِنْ اَمْرِ دُنْياي وَآخِرَتي وَلاتُسَلِّطْ عَلَي مَنْ لا يرْحَمُني وَاجْعَلْ عَلَي مِنْكَ واقِيةً باقِيةً وَلا تَسْلُبْني صالِحَ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَي وَارْزُقْني مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَيباً اَللّـهُمَّ احْرُسْني بِحَراسَتِكَ وَاحْفَظْني بِحِفْظِكَ وَاكْلاَْني بِكِلائَتِكَ وَارْزُقْني حَجَّ بَيتِكَ الْحَرامِ في عامِنا هذا وَفي كُلِّ عام وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيكَ وَالاَْئِمَّةِ عَلَيهِمُ السَّلامُ وَلا تُخْلِني يا رَبَّ مِنْ
تِلْكَ الْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ وَالْمَواقِفِ الْكَريمَةِ اَللّـهُمَّ تُبْ عَلَي حَتّي لا اَعْصِيكَ وَاَلْهِمْنِي الْخَيرَ وَالْعَمَلَ بِهِ وَخَشْيتَكَ بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ ما اَبْقَيتَني يا رَبَّ الْعالَمينَ اَللّـهُمَّ اِنّي كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَياْتُ وَتَعَبَّاْتُ وَقُمْتُ لِلصَّلوةِ بَينَ يدَيكَ وَناجَيتُكَ اَلْقَيتَ عَلَي نُعاساً اِذا اَنـَا صَلَّيتُ وَسَلَبْتَني مُناجاتَكَ اِذا اَ نَا ناجَيتُ مالي كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلَُحَتْ سَريرَتي وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابينَ مَجْلِسي عَرَضَتْ لي بَلِيةٌ اَزالَتْ قَدَمي وَحالَتْ بَيني وَبَينَ خِدْمَتِكَ سَيدي لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَني وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيتَني مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَاَقْصَيتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيتَني مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيتَني اَوْ لَعَلَّكَ
وَجَدْتَني في مَقامِ الْكاذِبينَ فَرَفَضْتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيتَني غَيرَ شاكِر لِنَعْمآئِكَ فَحَرَمْتَني اَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَني مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ فَخَذَلْتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيتَني فِي الْغافِلينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيسْتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيتَني آلِفَ مَجالِسِ الْبَطّالينَ فَبَيني وَبَينَهُمْ خَلَّيتَني اَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعآئي فَباعَدْتَني اَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمي وَجَريرَتي تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعآئي فَباعَدْتَني اَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمي وَجَريرَتي فَطالَ ما عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبينَ قَبْلي لاَِنَّ كَرَمَكَ اَي رَبِّ يجِلُّ عَنْ
مُكافاتِ الْمُقَصِّرينَ وَاَ نَا عائِذٌ بِفَضْلِكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيكَ مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً اِلهي اَنْتَ اَوْسَعُ فَضْلاً وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايسَني بِعَمَلي اَوْ اَنْ تَسْتَزِلَّني بِخَطيئَتي وَما اَ نَا يا سَيدي وَما خَطَري هَبْني بِفَضْلِكَ سَيدي وَتَصَدَِّْ عَلَي بِعَفْوِكَ وَجَلِّلْني بِسَِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخي بِكَرَمِ وَجْهِكَ سَيدي اَنَا الصَّغيرُ الَّذي رَبَّيتَهُ وَاَ نَا الْجاهِلُ الَّذي عَلَّمْتَهُ وَاَ نَا الضّآلُّ الَّذي هَدَيتَهُ وَاَ نَاالْوَضيعُ الَّذي رَفَعْتَهُ وَاَ نَا الْخآئِفُ الَّذي آمَنْتَهُ وَالْجايعُ الَّذي اَشْبَعْتَهُ وَالْعَطْشانُ الَّذي اَرْوَيتَهُ وَالْعارِي الَّذي كَسَوْتَهُ
وَالْفَقيرُ الَّذي اَغْنَيتَهُ وَالضَّعيفُ الَّذي قَوَّيتَهُ وَالذَّليلُ الَّذي اَعْزَزْتَهُ وَالسَّقيمُ الَّذي شَفَيتَهُ وَالسّآئِلُ الَّذي اَعْطَيتَهُ وَالْمُذْنِبُ الَّذي سَتَرْتَهُ وَالْخاطِئُ الَّذي اَقَلْتَهُ وَاَ نَاالْقَليلُ الَّذي كَثَّرْتَهُ وَالْمُسْتَضْعَفُ الَّذي نَصَرْتَهُ وَاَ نَا الطَّريدُالَّذي آوَيتَهُ اَ نَا يا رَبِّ الَّذي لَمْ اَسْتَحْيكَ فِي الْخَلاءِ وَلَمْ اُراقِبْكَ فِي الْمَلاءِ اَ نَا صاحِبُ الدَّواهِي الْعُظْمي اَ نَا الَّذي عَلي سَيدِهِ اجْتَري اَ نَا الَّذي عَصَيتُ جَبّارَ السَّمآءِ اَ نَا الَّذي اَعْطَيتُ عَلي مَعاصِي الْجَليلِ الرُّشا اَ نَا الَّذي حينَ بُشِّرْتُ بِها خَرَجْتُ اِلَيها اَسْعي اَنَا الَّذي اَمْهَلْتَني فَمَا ارْعَوَيتُ وَسَتَرْتَ عَلي فَمَا اسْتَحْييتُ وَعَمِلْتُ بِالْمَعاصي فَتَعَدَّيتُ وَاَسْقَطْتَني مِنْ عَينِكَ فَما بالَيتُ فَبِحِلْمِكَ اَمْهَلَتْني وَبِسِتْرِكَ سَتَرْتَني حَتّي كَاَنَّكَ اَغْفَلْتَني وَمِنْ عُقوُباتِ الْمَعاصي جَنَّبْتَني حَتّي كَاَنَّكَ اسْتَحْييتَني !

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *