چهارشنبه , 9 آذر 1401

مراببوس(شعر عاشقانه)

مراببوس
مراببوس
برای آخرین بار تو را خدا نگهدار
که می روم به سوی سرنوشت
بهار من گذشته گذشته ها گذشته
من ام به جستجوی سرنوشت
در میان طوفان هم پیمان با قایق ران ها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفان ها
به نیمهء شبها دارم بایارم پیمانها
که برفروزم آتشها در کوهستانها
آه آه
شب سیه سفر کنم ز تیره ابر گذر کنم
نگه کن ای گل من سرشته غم به دامن برای من میفکن
دختر زیبا امشب بر تو مهمانم در پیش تو میمانم
تا لب بگذاری بر لب من
دختر آن برق نگاه تو اشک بی گناه تو
روشن سازد یک امشب من
مراببوس
مراببوس
برای آخرین بار تو را خدا نگهدار
که می روم به سوی سرنوشت
بهار من گذشته گذشته ها گذشته
من ام به جستجوی سرنوشت
__________________
گل پونه گل پونه ، دلم از زندگی خونه
توی این دنیای وارونه ، برام هر گوشه زندونه
برای هستی و ساقی ، نمونده حرمتی باقی
تو هر کوچه برای عشق ، مهیا مونده شلاقی
افسوس ، افسوس ، افسوس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.