شنبه , 30 شهریور 1398

دلنوشته های عاشقانه

دلنوشته های عاشقانه

ﺁﻣﺪﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻧﺸﺴﺘﯽ…
ﺑﻪ ﮔﻠﯿﻢ ﺩﻝ ﻣﻦ

ﺟﺮﻡ ﻣﻦ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ
ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻧﻮﺍﺯﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ

ﺭﻓﺘﯽ ﻭبےﺧﺒﺮﺍﺯ…
ﺧﻮﯾﺶ ﻧﻤﻮﺩﯼ ﻣﺎﺭﺍ…

ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﻧﻈﺮ ﮐﻦ…
ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ شده ام‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌

دلنوشته های عاشقانه

هیچوقت
پدر و مادرتان را
بخاطر چیزی که
نتوانستند به شما بدهند
سرزنش نکنید ☞
شاید
تمام دارائیشان
همان بوده…!!

مجموعه عكس نوشته ها و دلنوشته هاي عاشقانه جديد

دلنوشته های عاشقانه

لبـــــــریز غزلهای عجیب است نگاهت
تلفیق شراب و شب و سیب است نگاهت

اکنون عرق شرم به آیینه نشسته ست
ازبسکه نجیب است و نجیب است نگاهت

دشتی ست پر از شعر و غزل،برکه و باران
ماوای غزالان غـــــــــریب است نگاهت

گیسوی بلنــــــد تو شبیه شب عشق است
باجلوه ی مهتــــــاب رقیب است نگاهت

تو وسوسه انگـــــــــیزترین شعر خدایی
چون آیه ی آییــــــنه و سیب است نگاهت

جانا ز فراقِ تو
این محنتِ جان تا کی؟

دل در غم عشقِ تو،
رسوای جهان تا کی؟

چون جان و دلم خون شد
در دردِ فراقِ تو

بر بوی وصال تو،
دل بر سر جان تا کی؟

عطار نیشابوری

گر اجازت میدهی،یک لحظه حیرانت شوم
موج لذت درنگاهت، محوی چشمانت شوم

می شود گویم؟ تورا بسیار می خواهد دلم
گر نرنجد خاطرت یک بوسه خواهانت شوم

مثل من،فرمانبری عاشق نه پیدا می شود
لطف کن یک زره الفت؛تا به فرمانت شوم

ساده ام اما به راه ی عشق خیلی صادقم
امتحان شرط است،گو! تامن به قربانت شوم

از ادایت من به مفهوم غزل پی برده ام
ناز چشمت را سرایم،تا غزل خوانت شوم

دلنوشته های عاشقانه

دلنوشته های عاشقانه

دلنوشته های عاشقانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *