جدیدترین مطالب

داستان کوتاه خروس !

زن چنان پاکدامنی دارد که حتی از خروس هم دوری می کند ، به بازار برگشت و خروس را به فروشنده اش که پیر مرد دنیا دیده ای بود پس داد.

داستان کوتاه خروس !

حکایت جالب و شنیدنی خروس

 

می گویند مردی ، خروسی خرید و به خانه برد. وقتی وارد شد ، همسر جوانش ، سر و رویش را پوشاند و نهیب زد: ای مرد! غیرتت چه شده است؟ روزها که تو نیستی ، آیا من باید با این خروس که جنس مخالف است ، تنها بمانم؟ خروس را بیرون ببر و از هر که خریده ای به او بازگردان!

 

مرد ، خوشحال از این که …

 

زن چنان پاکدامنی دارد که حتی از خروس هم دوری می کند ، به بازار برگشت و خروس را به فروشنده اش که پیر مرد دنیا دیده ای بود پس داد.

 

پیرمرد که ماوقع را شنید ، گفت: اشکالی ندارد؛ من خروسم را پس می گیرم ولی برو درباره زنت بیشتر تحقیق کن! کسی که درباره یک خروس چنین می کند ، لابد ریگی به کفش دارد و می خواهد رد گم کند ...

 

منبع : pcparsi.com
دسته : داستانهای جذابداستانهای جذاب امتیاز : 3.7 بازدید : 1149 منتشر شده در : یکشنبه ۱۳۹۴/۰۳/۱۷
در مورد داستانهای جذاب بیشتر بخوانید
X