کسب درآمد از پاپ آپ
جدیدترین مطالب

داستان: زن باهوش و زرنگ

داستان: زن باهوش و زرنگ
یه روز یه زن و مرد ماشینشون تصادف ناجوری میکنه و هر دو ماشین به شدت داغون میشه، ولی هر دو نفر سالم میمونن.
وقتی که از ماشینشون پیاده میشن و صحنه تصادف رو میبینن، مرد میگه:
- ببین چیکار کردی خانم! ماشینم داغون شده!
- آه چه جالب، شما یه مرد هستید!
مرد با تعجب میگه:
- بله، چطور مگه؟
- چقدر عجیب! همه چیز داغون شده ولی ما دو نفر کاملاً سالم هستیم!
- منظورتون چیه؟
- این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینجوری با هم ملاقات کنیم و آشنا بشیم!
مرد با هیجان زیادی میگه:
- اوه بله، کاملاً موافقم! این حتماً نشونه خوبیه!
زن دوباره نگاهی به ماشین میکنه و میگه:
- یه معجزه دیگه! ماشین من کاملاً داغون شده ولی این بطری مشروب کاملاً سالمه! این یعنی باید این آشنایی رو جشن بگیریم!
- بله بله، حتماً همینطوره! کاملاً موافقم!
زن در بطری رو باز میکنه و به طرف مرد تعارف میکنه، مرد هم بطری رو تا نصف سر میکشه و برمیگردونه به زن.
ولی زن در بطری رو میبنده و دوباره برمیگردونه به مرد! مرد با تعجب میگه:
- مگه شما نمینوشین؟
زن با شیطنت خاصی میگه:
- نه عزیزم، فکر کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!!
تگ هاي مطلب:
براي اين مطلب هيچ تگي نوشته نشده است
  دسته بندی : داستانهای جذاب                    امتیاز : 3.2                       تعداد بازديد اين مطلب : 6579                          تاریخ انتشار : جمعه ۱۳۸۹/۱۱/۰۱
جدید ترین مطالب دسته بندی داستانهای جذابداستانهای جذاب
دعای پیامبر برای درخت خشک شده دعای پیامبر برای درخت خشک شده : اي ياران اين چوبي بود كه نه او را ثواب است و نه عقاب ولي آن جهان را به اين جهان مي‌گزيند. چون پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از مكه به مدينه تشريف
داستان کوتاه شکار مرغابی داستان کوتاه شکار مرغابی : دو شکارچی دسته‌ای مرغابی وحشی در حال پرواز را دیدند. یکی از آنان تیری در تفنگ خود گذاشت و گفت: «اگر یک مرغابی بزنم، غذای خوبی می‌پزم و با هم می‌خوری
داستان اموزنده زهد داستان اموزنده زهد :  پی سی پارسی شما را به مطالعه این حکایت اموزنده دعوت میکند. «روزی دیوجانس ـ یکی از انسان های زاهد روزگار ـ از اسکندر پرسید: در حال حاضر بزرگ ت
داستان کوتاه:افکار فقیر و گرسنه داستان کوتاه:افکار فقیر و گرسنه :   یه ﻣﻌﻠﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ خیلی ﺧﻮﺵ ﺍﺧﻼﻕ ﺑﻮﺩ.ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺧﺪﻣﺘﺶ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ داشتنی..ﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﭽﮕﯿﻤﻮﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ
داستان کوتاه پیر مرد و پیر زن داستان کوتاه پیر مرد و پیر زن : پيرمردی ازصداي خروپف هرشب پيرزن شکايت داشت ! پيرزن هرگز نمي پذيرفت.شبي پيرمرد صدای خروپف پیرزن راضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند ! اما، صبح هرکاری
مطالب تصادفی
شعری فوق العاده تاثیر گذار: اتل متل‌ يه‌ مادر شعری فوق العاده تاثیر گذار: اتل متل‌ يه‌ مادر : اتل متل‌ يه‌ مادرنحيف‌ و زار و خسته‌با صورتي‌ حزين‌ ودستاي‌ پينه‌ بسته‌بپرس‌ ازش‌ تا بگه‌چه‌ جور ميشه‌ سوخت‌ و ساخت‌با بيست‌ هزار تومن‌ پول‌اجاره‌ خون
ماجراي باور نكردني اما واقعي فرشته كوچك و آقاي دكتر ماجراي باور نكردني اما واقعي فرشته كوچك و آقاي دكتر :     در مطب دکتر به شدت به صدا درامد . دکتر گفت: در را شکستی ! بیا تو  در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود ، به ط
داستان زیبای ملک جمشید و چهـل گیسو بانو داستان زیبای ملک جمشید و چهـل گیسو بانو : یکی بود یکی نبود. در زمانهای قدیم یک پادشاهی بود که یک پسری داشت. پسر را گذاشت مکتب تا به سن هفده یا هجده سالگی رسید. بعد پسر گفت من درسی را که می خوا
داستان کوتاه پیر مرد و پیر زن داستان کوتاه پیر مرد و پیر زن : پيرمردی ازصداي خروپف هرشب پيرزن شکايت داشت ! پيرزن هرگز نمي پذيرفت.شبي پيرمرد صدای خروپف پیرزن راضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند ! اما، صبح هرکاری
داستان: قاتل 11 ساله وحبس ابد بی بخشش داستان: قاتل 11 ساله وحبس ابد بی بخشش : جردن براون زمانی که تنها ۱۱ سال داشت با اسلحه‌ای که متعلق به خودش بود همسر باردار پدرش را به قتل رساند…جردن براون زمانی که تنها ۱۱ سال داشت با اسلحه
X