شنبه , 4 آذر 1396

حقیقت حیات

حیات چیست و حقیقت آن چه می باشد و چگونه پیدا شد؟ آیا حیات مادی می باشد؟ پاسخ پرسشهای نخستین را نمی توانیم بدهیم ولی به پاسخ پرسش های واپسین می پردازیم. تحلیل شیمیائی یک یاخته نمی تواند راز حیات را روشن سازد چون که یاخته زنده و یاخته مرده از نظر خود ترکیب یکجورند و تفاوتی ندارند. میکروسکوپ و ریزه بین، چیزی را در پیکر زنده نشان نمی دهد که آن را در پیکر مرده نشان ندهد. زنده از نظر کاری که انجام می دهد، با مرده تفاوت دارد. زنده غذا می خورد، مرده نمی خورد، زنده جنبش دارد، مرده ندارد، زنده تولید می کند، مرده نمی کند، زنده آنچه تحلیل رفته پر می کند، مرده پر نمی کند. زنده بعضی از جانوران، عضو از دست رفته را دوباره می سازد ولی چنین کاری از مرده آن جانور ساخته نیست. چیزی که در زنده موجود است که منشأ همه این کارها است، حیات است ولی ویژگی های ماده را ندارد پس نمی تواند مادی باشد.

حیات وزن ندارد، حجم ندارد، مقدار ندارد، مکان ندارد، مرده و زنده از نظر سنگینی و وزن یکسانند، از نظر حجم و مقدار یکسانند، یک گونه مکان دارند. زنده زاینده است، پدید آورنده است ولی مرده نه میزاید و نه پدید می آورد. مرده، مرده، نمی تواند خود را زنده کند پس بی گمان نمی تواند پدید آورنده ای باشد. حیات، خودبخود از نیستی به هستی نیامده است، نیستی چیزی نیست تا پدید آورنده باشد. حیات را حیات آفرینی است که همیشه بوده و هست و تمام حقیقتش حیات است، دانش است، قدرت است، حکمت است، اراده است، نیرو است، مهر است، محبت است. جز چنین موجودی از نظر عقل نمی تواند پدید آورنده حیات باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *