گالري عکس
جديدترين مطالب سايت
جدیدترین عکسهای لیلا حاتمی در سال 91
تصاویری جدید بازیگران در دومین شب جشن نفس
عکسهای جدید از مهناز افشار، مهراوه شريفي نيا
عکسهایی از لیلا حاتمی و هوادارانش در سینمایی در تهران
عکسهایی از هنرپیشه های معروف سینما در جشن پیوند اعضا جشن نفس
جدیدترین عکس نانسی عجرم و بچه هایش
عکسی از هما روستا و همسرش
عکس جدید از دی دی کمدین معروف آلمانی
عکس جدید هنرپیشه های زن ایرانی خرداد 91
عکسهای را عاملی مجری برنامه با ما
عکسی جدید از سحر قریشی
عکسهای هنرپیشه های سینما و مادرانشان
عکسی از همسر مرحوم ایرج قادری
عکسهای مراسم ترحیم مرحوم ایرج قادری با حضور هنرمندان
عکسی زیبا از مرحوم فردین و خسرو شکیبایی
تكه كلام هاي مهران مديري از گذشته تا به حال (+عكس)

این تکه کلام «خیلی هم خوب، خیلی هم عالی» کنایه تلخ معرکه ای است برای موقعیتی که اصلا خوب و عالی نیست اما جرات اعتراف به بد بودنش را نداریم....
تکه کلام خوب است یا بد؟ باب کردن یک تکه کلام چطور؟ اصلا آیا آقای مدیری حق دارد از رسانه ای که برای 70 میلیون نفر برنامه پخش میکند، برای بیان تکه کلام های موردعلاقه اش استفاده کند؟ ما چطور؟ آیا درست است که از فردای آن روز، تکه کلام های او را اینجا و آنجا به کار ببریم؟ آیا درست است که بگذاریم کلام ما را دیگری بسازد؟
هرکسی برای این سوال ها جوابی دارد، من، شما و خیلی های دیگر با استدلال خودمان از زیر بار این تکه کلام ها بیرون آمده ایم یا پذیرفته ایم. اما واقعیت این است که این تکه کلام ها در همه تولیدات مدیری یک ویژگی مشترک و مهم دارند و آن پیشینه داربودنشان است؛ آنها از تاریخ عاریت گرفته شده اند تا نشانمان دهند که چه در چنته داریم و چه نداریم.
ببخشید؟

فرض کنید حالا در موقعیت «مععع» قرار گرفته ا ید. اما برای حرف طرف تان جواب دارید. از کوره در رفته اید و اگر پایش بیافتد شما هم میتوانید ادامه دهنده یک کل کل سرسام آور باشید.
نشانه کلامیاش همین است: «ببخشید؟» با استرس (فشار) گذاشتن روی خ و کشیدن حرف ی، کاربرد این تکه کلام برای کاراکتر رایج مدیری در زندگی زناشویی ست. وقتی مریم/ مهتاب/ ... خواسته پرتی دارد، یا به کنایه توهین میکند به همسر و خانواده همسرش، مدیری اینجا دیگر آن معصوم زمینی نیست که موقع گفتن «مععع» بود. نگاهش عاقل اندر سفیه است، خودش خورده شیشه دارد و میخواهد استارت یک نبرد خونین کلامیرا بزند.
ما هم وقتی طرف حرف پرتی میزند و داریم از بالا نگاهش میکنیم. ابروهایمان را لنگه به لنگه میکنیم و میگوییم: ببخشید؟
مععع...
از جنگ 77 شروع شد و کمابیش تا همین اواخر در مقام معرف شخصیت مدیری ادامه داشت. موقع گفتن این جور «مععع»ها باید دهان کش بیاید و حتما به دوربین نگاه کرد. باید شاهد طلبید.

اولین بار رامین (مهران مدیری) موقع شنیدن توقعات عجیب و غریب مریم (لاله صبوری) در جنگ 77 این تکه کلام را اختراع کرده و بعدا صوت مناسبی شد هنگام قرارگرفتن در موقعیت شگفت انگیز، غیرقابل باور یا ناعادلانه. وقت هایی که دیگر کلام کافی نیست، بحث کردن جواب نمیدهد، طرف مان آن قدر حرف پرتی زده که فقط باید ملتمسانه دنبال نفر سوم گشت تا بر این موقعیت جفاکارانه صحه بگذارد.
در موقعیت های خفیف تر، تنها نگاه کردن با دهان بسته به دوربین هم کفایت میکند. نمونه تاریخی – سینمایی این جور نگاه را بارها در لورل و هاردی دیده ایم، وقتی لورل دوباره دست گل به آب داده و هاردی (درحالی که مثلا سرش از زیر تلی از آجر بیرون آمده و آجر آخری هم هنوز سقوط نکرده!) با آمیزه ای از خشم و بیچارگی به دوربین نگاه میکند و با انگشت ضرب میگیرد. ما بعد از این تکه کلام بارها در موقعیت هایی دنبال دوربین نامرئی گشتیم تا صاف درش زل بزنیم و دهانمان را باز کنیم و به سبک میبگوییم: مععع...
ای که وگویی ینی چه؟
گرچه کاراکتر رایج مدیری، خودالگویی از مرد طبقه متوسط ایرانی ست، اما رگه هایی از یک نوع نگاه «ضد کلاس» در همه کارهایش دیده میشود. از نگاه اهل برره، کیانوش آدمی مدرن، شهری، افاده ای، ضعیف و نازک نارنجی است و خودش را پشت کلمات قلنبه پنهان میکند.
مدیری حق را به برره ای ها نمیدهد اما یادآوری میکند که وجود دارند؛ هم در سرزمین مان و هم درونمان. گذشته از این مسئله. همه ما این دست آدم ها را اطراف مان دیده ایم. آنها چیزهایی میگویند که معنی اش را نمیفهمیم. (خودشان هم گاهی نمیفهمند) اما پیش از شب های برره خجالت میکشیدیم، اعتراف کنیم معنی چیزی را نمیدانیم. میترسیدیم لباس تازه پادشاه را نبینیم و این را بگذارند پای بی اطلاعی مان. هیچ راه کلامی هم برای این که بدون احمق جلوه دادن، از طرف بخواهیم معنای جملاتش را توضیح دهد وجود نداشت.
اما «ای که وگویی ینی چه؟» مثل معجزه از آسمان رسید. دیگر لازم نیست تظاهر کنیم به فهمیدن چیزی که نفهمیدیم یا از خودمان نادان بیچاره ای بسازیم موقع پرسیدن. با گفتن این تکه کلام با رندی و شیطنت به مقصود میرسیم.

من...من...من توضیح میدم

داوود برره / بامشاد/... برای مبرا کردن خودش، رازی را افشا کرده که مدیری را توی هچل خواهد انداخت. این راز معمولا به خرده جنایت های زناشویی ربط دارد. مردان شیطنت کرده اند و رفته اند «زووو». یادتان هست، مردها میرفتند ماهیگیری؟ اینجاست که مدیری با لکنت میگوید: من...من... من... توضیح میدم.
فکر نمیکنم بشود به مردی پیشنهاد کرد موقع دردسر – مثلا کشف عطر غریبه روی یقه کتش – شیرین زبانی کند و این یکی را بگوید. به هر حال اگر یادتان باشد، نمای بعد این من من من ها یک ساک ورزشی بود که روی کله اش فرود میآمد و شب بود که تشک انداخته اند توی حیاط!
اینه

کاراکتر مرد متوسط شهری مدیری در جنگ 77، پاورچین و نقطه چین، از برتری های رایج مردانه و نگاه مردسالارانه به دور است. شجاع نیست، قوی هیکل نیست، در مقابل زنش مقتدر نیست، کارمند میانه حالی ست با زندگی قسطی و زنی که احتمالا از خودش سرتر است.
بااین حال چه کسی میتواند این تمنای بازگشت به اقتدار مردان قدیمی را انکار کند؟ در همان لحظات خیلی خیلی کوتاهی که بخت یارش بوده و توانسته تحسین و تایید اطرافیان و به خصوص همسرش را بخرد، دستش را شبیه پیاله میکند و بالا و پایین میبرد و با خنده غرورآمیزی میگوید: «اینه...» این «اینه» را ما هم خیلی وقت ها دوست داریم استفاده کنیم. فرصت ها چندان زیاد نیست و کیست که نخواهد پز این لحظات را بدهد؟

مربا بده بابا
مدتهاست که جامعه شناسان ایرانی درباره خودکامگی درون مان آگاهی داده اند. هرکدام مان میتوانیم به خودخواه های بی مثالی تبدیل شویم، احساس شازدگی، طلبکاری از دنیا و انتظار از سایرین برای سرویس دادن به ما، درون همه مان جا خوش کرده. با این حال صحبت کردن درباره این روحیه نامطبوع – که عادت به انکارش داریم – اصلا کار راحتی نیست.
خصوصا اگر در مقام کسی باشیم که از این روحیات دیگری رنجیده. به ندرت میشود بدون بحثی آزاردهنده از زیر خرده فرمایش ها فرار کرد و طرف را به این حال و هوای سلطان منشانه اش آگاه کرد. ولی باغ مظفر کار ما را راحت تر کرد. همه بی آنکه دردمان بیاید پذیرفتیم که خیلی وقت ها در واقع با همان نخوت و خودبزرگ بینی داریم میگوییم: «مربا بده بابا»، هم در مواجهه با چنین خرده فرمایشاتی با یادآوری شوخ طبعانه این دیالوگ میتوانیم از این موقعیت غیرمنصفانه بگریزیم.
خیلی هم خوب خیلی هم عالی

مسعود شصت چی، کارمند ساده ثبت احوال شیراز یک مشکل اساسی دارد: بلد نیست «نه» بگوید. کل داستان سریال بر پایه همین ویژگی میگذرد. او خجالت میکشد اعتراف کند که اشتباه گرفته شده. اعتماد به نفس ندارد. مرعوب دیگران است. ناچار است سر تکان بدهد و تایید کند. ناچار است بی خاصیت و خنثی باشد. بابت همین ضعف ها، متظاهر است، دروغگوست و همان سمتی میرود که باد میوزد. مسعود شصت چی هم روی دیگری از خود ماست.
مونولوگ معروف «من اشتباهی بودم» در پایان سریال برای همین به دل همه نشست. حرف دل خیلی های ماست که قرار نبود آدم های بدی باشیم اما متظاهر و ریاکار شدیم، توسری خور شدیم. آب زیرکاه شدیم. قربان صدمه هم میرویم و بعد از جداشدن، دمار از روزگار هم درمیآوریم. این تکه کلام «خیلی هم خوب، خیلی هم عالی» کنایه تلخ معرکه ای است برای موقعیتی که اصلا خوب و عالی نیست اما جرات اعتراف به بد بودنش را نداریم.
در یکی از این فایل های بلوتوثی که به اسم پشت صحنه گزارش های تلویزیون دست به دست میشود، پیرمردی را نشان میدهد که ایستاده جلوی مخروبه ای و تلی از زباله. گویا محله شان است. گزارشگر میپرسد پدرجان اوضاعتون چطوره؛ پیرمرد که به نظر نمیرسد قصد تقلید از مدیری را داشته باشد. دستش را به شکرانه بالا میبرد و با لهجه شیرین آذری میگوید: «خیلی هم خوب، خیلی هم عالی!» بله. بعد مسعود شصت چی دستمان باز است که اگر کسی حال و روزمان را پرسید این جمله را در پاسخ بگوییم و انتظار داشته باشیم شنونده عاقل خود، حال ما را پیدا ببیند از زانوی ما.
ببخشید؟

نشانه کلامیاش همین است: «ببخشید؟» با استرس (فشار) گذاشتن روی خ و کشیدن حرف ی، کاربرد این تکه کلام برای کاراکتر رایج مدیری در زندگی زناشویی ست. وقتی مریم/ مهتاب/ ... خواسته پرتی دارد، یا به کنایه توهین میکند به همسر و خانواده همسرش، مدیری اینجا دیگر آن معصوم زمینی نیست که موقع گفتن «مععع» بود. نگاهش عاقل اندر سفیه است، خودش خورده شیشه دارد و میخواهد استارت یک نبرد خونین کلامیرا بزند.
ما هم وقتی طرف حرف پرتی میزند و داریم از بالا نگاهش میکنیم. ابروهایمان را لنگه به لنگه میکنیم و میگوییم: ببخشید؟
مععع...
از جنگ 77 شروع شد و کمابیش تا همین اواخر در مقام معرف شخصیت مدیری ادامه داشت. موقع گفتن این جور «مععع»ها باید دهان کش بیاید و حتما به دوربین نگاه کرد. باید شاهد طلبید.

در موقعیت های خفیف تر، تنها نگاه کردن با دهان بسته به دوربین هم کفایت میکند. نمونه تاریخی – سینمایی این جور نگاه را بارها در لورل و هاردی دیده ایم، وقتی لورل دوباره دست گل به آب داده و هاردی (درحالی که مثلا سرش از زیر تلی از آجر بیرون آمده و آجر آخری هم هنوز سقوط نکرده!) با آمیزه ای از خشم و بیچارگی به دوربین نگاه میکند و با انگشت ضرب میگیرد. ما بعد از این تکه کلام بارها در موقعیت هایی دنبال دوربین نامرئی گشتیم تا صاف درش زل بزنیم و دهانمان را باز کنیم و به سبک میبگوییم: مععع...
ای که وگویی ینی چه؟
گرچه کاراکتر رایج مدیری، خودالگویی از مرد طبقه متوسط ایرانی ست، اما رگه هایی از یک نوع نگاه «ضد کلاس» در همه کارهایش دیده میشود. از نگاه اهل برره، کیانوش آدمی مدرن، شهری، افاده ای، ضعیف و نازک نارنجی است و خودش را پشت کلمات قلنبه پنهان میکند.
مدیری حق را به برره ای ها نمیدهد اما یادآوری میکند که وجود دارند؛ هم در سرزمین مان و هم درونمان. گذشته از این مسئله. همه ما این دست آدم ها را اطراف مان دیده ایم. آنها چیزهایی میگویند که معنی اش را نمیفهمیم. (خودشان هم گاهی نمیفهمند) اما پیش از شب های برره خجالت میکشیدیم، اعتراف کنیم معنی چیزی را نمیدانیم. میترسیدیم لباس تازه پادشاه را نبینیم و این را بگذارند پای بی اطلاعی مان. هیچ راه کلامی هم برای این که بدون احمق جلوه دادن، از طرف بخواهیم معنای جملاتش را توضیح دهد وجود نداشت.
اما «ای که وگویی ینی چه؟» مثل معجزه از آسمان رسید. دیگر لازم نیست تظاهر کنیم به فهمیدن چیزی که نفهمیدیم یا از خودمان نادان بیچاره ای بسازیم موقع پرسیدن. با گفتن این تکه کلام با رندی و شیطنت به مقصود میرسیم.


فکر نمیکنم بشود به مردی پیشنهاد کرد موقع دردسر – مثلا کشف عطر غریبه روی یقه کتش – شیرین زبانی کند و این یکی را بگوید. به هر حال اگر یادتان باشد، نمای بعد این من من من ها یک ساک ورزشی بود که روی کله اش فرود میآمد و شب بود که تشک انداخته اند توی حیاط!
اینه

بااین حال چه کسی میتواند این تمنای بازگشت به اقتدار مردان قدیمی را انکار کند؟ در همان لحظات خیلی خیلی کوتاهی که بخت یارش بوده و توانسته تحسین و تایید اطرافیان و به خصوص همسرش را بخرد، دستش را شبیه پیاله میکند و بالا و پایین میبرد و با خنده غرورآمیزی میگوید: «اینه...» این «اینه» را ما هم خیلی وقت ها دوست داریم استفاده کنیم. فرصت ها چندان زیاد نیست و کیست که نخواهد پز این لحظات را بدهد؟

مربا بده بابا

خصوصا اگر در مقام کسی باشیم که از این روحیات دیگری رنجیده. به ندرت میشود بدون بحثی آزاردهنده از زیر خرده فرمایش ها فرار کرد و طرف را به این حال و هوای سلطان منشانه اش آگاه کرد. ولی باغ مظفر کار ما را راحت تر کرد. همه بی آنکه دردمان بیاید پذیرفتیم که خیلی وقت ها در واقع با همان نخوت و خودبزرگ بینی داریم میگوییم: «مربا بده بابا»، هم در مواجهه با چنین خرده فرمایشاتی با یادآوری شوخ طبعانه این دیالوگ میتوانیم از این موقعیت غیرمنصفانه بگریزیم.
خیلی هم خوب خیلی هم عالی

مونولوگ معروف «من اشتباهی بودم» در پایان سریال برای همین به دل همه نشست. حرف دل خیلی های ماست که قرار نبود آدم های بدی باشیم اما متظاهر و ریاکار شدیم، توسری خور شدیم. آب زیرکاه شدیم. قربان صدمه هم میرویم و بعد از جداشدن، دمار از روزگار هم درمیآوریم. این تکه کلام «خیلی هم خوب، خیلی هم عالی» کنایه تلخ معرکه ای است برای موقعیتی که اصلا خوب و عالی نیست اما جرات اعتراف به بد بودنش را نداریم.

موضوع مطلب: عکسهای ديدنی
تعداد بازديد اين مطلب: 1654 تاريخ ارسال: شنبه 29 بهمن 1390
گلچـــين
مطالب مرتبط ديگر
از حشرات و حیوانات موذی اطرافتان خسته شده اید؟
عینک Ray Ban (اورجینال) بسیار زیبا
کیت فوق العاده ضد اشعه موبایل Safer Call
دستگاه ترک سیگار الکترو اسموک E-Health Cigarette
خودکار شگفت انگیز حساس به نیروی نگاه شما
اگه میخوای شعبده باز بشی کلیک کن
بهترین نرم افزار GPS موبایل همراه با نقشه های ایران
دستگاه فوق العاده سیم کارت ریدر Sim Card Reader
ساعت النگویی بسیا ر زیبا طرح طاووس
کوچکترین ریش تراش ضد آب جهان
پرفروش ترين عينك تمام دوران كمپاني Ray.ban
مجموعه کامل و بی نظیر آموزش زبان انگلیسی Step Up
انقلابی در بازی های کامپیوتری و ورزش خانواده
عینک 3 بعدی فوق العاده
عینک ریبن ویفری با شیشه شفاف
انگشتر شکوفه نگین دار در 5 رنگ زیبا
ساعت پروژکتوری BEN 10
اتو موی فوق العاده مسافرتی
کوچکترين دستگاه تلويزيون ديجيتال در دنيا
با فايرتاير به اتومبيل خود جلوه دهيد رو به جنگل و یا رو به دریا؟ این سوالی است که معمولا در هتل ها از مسافران پرسیده می شود. این که آنان در طول اقامت شان ترجیح می دهند صبح را با تماشای کدام منظره شروع ...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
چت روم سايت
عکس روزانه
هتلی رویایی و باورنکردنی 61 متر زیر دریا (+عکس)
عکسی از بزرگترین و سنگین ترین سیب زمینی جهان
عکسهای جالب از یک کارگاه انگشتر سازی در شهر قم
تصاویری از برداشت مکانیزه گندم در قم
عکسهایی از شهر زیبای دیلمان در رشت
تصاویری دیدنی از برداشت توت فرنگی در بابلسر
عکسهایی از روستای اشتبین در تبریز
عکسهای جالب از صید ماهی موتو در قشم
عکسهایی از مقایسه شهر دوبی دیروز، دوبی امروز
عکسهایی از همسران پادشاه قطر، بحرین و اردن در میهمانی ملکه انگلیس
عکسی دیده نشده از نماز امام خمینی در بیمارستان(خرداد 1368 )
2 عکس کمیاب از حرم حضرت علی (ع) در 112 سال پیش
عکسهای جالب از کوچ عشایر
عکسهای دیدنی از اولین جشن بازیهای بومی و محلی در اصفهان
عکسهایی از کنسرت نوازندگی حسین علیزاده در تبریز
تصاویری از یک کارگاه رنگرزی در اراک
عکسهای دیدنی از جنگلهای ارسباران در تبریز
عکسهایی از برخورد با رانندگان بد حجاب و سگ گردانی در تهران
عکسهایی از تخریب خانه ها در طرح بزرگراه امام علی در تهران
عکسهایی از دیدار پایانی لیگ قهرمانان باشگاههای اروپآخرین ارسال های انجمن
آرایشی و زیبایی
مدلهای بستن شال و روسری مجلسی زنانه
مدل های شلوارهای جدید زنانه شیک مجلسی 2012
مدلهای لباس ، دامن و روسری مجلسی اسلامی 2012
مدلهای جدید سارافون مجلسی زنانه 2012
ماسكي ساده براي جوش هاي سر سياه
انواع مختلف ماسك صورت در 6 كشور دنيا
تهیه سرم مو در منزل
مدل های جدید مانتو دخترانه 2012
ماسک خانگی برای داشتن پوستی صاف و لطیف
مو فرفری ها بخوانید
كرم ضد چروك برای صورت
۲۲ روش عالی جهت خوش تیپ شدن آقایان
برای تعیین دقیق نوع پوست خود، با دقت به این سوال ها پاسخ دهید
راههای مفید خانگی برای درمان خشکی موها
آرايش، مخصوص چشم هاي قهوه اي
مدلهای جدید شلوار و تی شرت بهاره دخترانه 2012
مدلهای کت جدید زنانه بهار 91
گياهاني كه در زيبايي شما بسيار موثر هستند
مدل هاي جديد و زيبا از شال گردن و كلاه دخترانه
مدل هاي جديد كفش عروس
ابر برچسب های سایت:
ابر واژه های سایت
کومپوزیت
, پلان مهدکودک
, آبدانان
, تخت چوبی
, آرتروز پا
, انواع مدل تخت بچه
, تنيس
, عکس های هنگامه قاضیانی
, عکس هایی از لباس های با حجاب ایرانی
, شیرینی پزی
, برنامه نویسی موبایل
, عکس های غم انگیز
, دیکشنری بای نوکیا 6300
, عکس های دیدنی از دکوارسیون منزل
, مری آپیک
, دانلود تبدیل گفتار به نوشتار ( دراگون)
, نمایندگی فروش کاغذ دیواری
, تصاویر مربوط به فیلم افسانه جمونگ
, برتولت برشت
, استخدام کارشناس علوم آزمایشگاهی
, قیمت انواع اسپیکر کامپیوتر
, فریبا کوثری
, كرم
, مسعود رایگان
, علی میری
, انواع مهاجرت
, دانشگاه آزاد واحد آشتيان
, SUBNET MASK چیست
, دف
, برنامه N70













