جمعه , 1 آذر 1398

بكش و خوشگلم كن

بكش و خوشگلم كن

بكش و خوشگلم كن


آدميزاد عاشق دنگ و فنگ است! يعني خوشش مي آيد هي خودش را بزك دوزك كند تا ببيند چه جوري خوشگل تر مي شود. اصلا آرايشگاه و پيرايشگاه و مزون و فلان و فلان براي همين اختراع شده اند. براساس همان اصل دنگ و فنگ هر روز يك پديده تازه اي پيدا مي شود و يك عده آدم منتظر را مجذوب خودش مي كند. كساني را كه از نگاه كردن هر روز توي آينه، خسته شده اند و نمي دانند چه جوري مي شود اين قيافه روزمره را يك تغييراتي داد. قبل ترها براي آدم ها مهم بود كه اين پديده تازه، تأثيري توي زيبايي چهره شان داشته باشد. اما اين روزها، اين قدر حجم پديده ها بالا رفته و در بحث بزك دوزك ترافيك ايده به وجود آمده كه ديگر خيلي براي كسي مهم نيست كه آرايش جديد، كمكي به جذاب تر شدن آدم مي كند يا نه. اصل اين است كه الان اغلب دارند اين كار را مي كنند. البته هميشه وجود دارند كساني كه آب و رنگ جديد به شان مي آيد، ولي اين دليل خوبي براي اين نيست كه من و شما هم همان بلا را سر خودمان بياوريم تا آن شكلي بشويم! قبل ترها يك چيز ديگر هم وجود داشت كه الان ديگر وجود ندارد. تا همين چند وقت پيش آرايش مخصوص خانم ها بود. ولي الان هر چيز جديدي كه مد مي شود دو جور طرفدار دارد: 1- دخترها 2- پسرها! اين مجموعه گزارش دو بخش دارد. در واقع هر دو بخش درباره مد جديد آرايش در بين جوان ها است. اولي دربارة خالكوبي است كه بعد از اين كه حسابي بين دخترها طرفدار پيدا كرد حالا به پسرها رسيده. (آن هم باوجود اين كه اين كار در فرهنگ عرفي و شرعي ما چندان قابل قبول نيست)بخش دوم هم درباره پيرسينگ و سوراخ كردن پوست است كه تازه همه گير شده


آدم هاي خال خالي!

سنش به نوزده بيست ساله ها مي خورد. با اين كه اواخر پاييز است و هوا ديگر آن قدرها گرم نيست!! كه يك تي شرت مشكي آستين كوتاه پوشيده و همين طور منتظر كنار خيابان ايستاده است. روي بازوي چپش نقش شعله آتش را خالكوبي كرده. كافي است كمي نسبت به خالكوبي اش كنجكاوي كني تا آستين اش را بزند بالا و سريع شروع كند به توضيح دادن: خدا وكيلي تا حالا خالكوبي سه رنگ ديده بودي؟ طرحش را خودم درآوردم. اما كلي گشتم تا آدمش را پيدا كردم. كسي كه بتواند اين جوري روي پوستم درش بياورد. مازيار و دوستانش يك برنامة هفتگي ورزش دارند. چهارشنبه هر هفته؛ باشگاه بدنسازي محل. او معتقد است براي اين كه نقش خالكوبي حسابي روي بدن بنشيند و به آدم بيايد بايد بر و بازوي درست و حسابي داشت. اصلا از همين جا بوده كه مازيار از طريق دوستانش آمار كسي را مي گيرد كه بتواند برايش كار خالكوبي را انجام دهد: اكثر خالكوب ها مخفيانه كار مي كنند. براي اين كه اگر لو بروند اذيت شان مي كنند. بايد تلفن بزني و قرار بگذاري تا بيايند و برايت كار انجام بدهند. راست هم مي گويد.

آماتورها و حرفه اي ها

پيدا كردن كسي كه كار خالكوبي انجام مي دهد و راضي كردن او به مصاحبه تقريبا غيرممكن است. براي همين اگر كنجكاوي ات گل كند و بخواهي از كارشان بيشتر سر در بياوري بايد خودت را جاي مشتري جا بزني. البته اين هم كار چندان آساني نيست. كلي صغرا كبرا چيدن مي خواهد. اول بايد اسم رمز بگويي، بعد هم كلي آدرس بدهي تا طرف بداند كه تو را بچه هاي آشنا معرفي كرده اند. اگر بتواني اين هفت خوان را بدون تابلو شدن طي كني چيزهاي جالبي خواهي شنيد: والا من يك مدت تايلند بودم. آن جا كار خالكوبي انجام مي دادم. وسايلي هم كه از آن جا آورده ام اصلا اين جا نيست. آقاي خالكوب مي گويد يك آلبوم قطور از طرح هاي مختلف خالكوبي دارد. از آرم هاي كوچك تا حروف لاتين و همين شعله اي كه حرفش را زديم. اما فقط حاضر است حضوري آن ها را نشان بدهد. و اما بشنويد از قيمت ها: آرم هاي كوچولو يا حرف اول اسم از چهل، پنجاه هزار تومان شروع مي شود. هر چي طرح بزرگ تر بشود قيمت هم مي رود بالا ديگر، نهايتا تا 300 هزار تومان. البته اگر طرح بزرگ بخواهي بيشتر به ات تخفيف مي دهم. او مدعي است كه تفاوت كارش با خالكوب هاي آماتور در اين است كه او مي تواند طرح هاي مختلف را با هر رنگي خالكوبي كند: هر طرح و نقشي را كه بخواهي با هر رنگي برايت درمي آورم. حتي سايه هم مي زنم. خيالت هم راحت همة رنگ ها گياهي اند. البته در مورد آقايان بهتر است خيلي رنگ استفاده نكنيم، چون پسرها مثل دخترها نگران پوستشان نيستند و بعد از چند ماه رنگ ها قاتي پاتي مي شود و كار از ريخت مي افتد.

نكنيد؛ پاك نمي شود!

همه كساني كه كار خالكوبي انجام مي دهند به اين اندازه مخفي كار نمي كنند. يك عده براي خودشان سايت دارند و از اين طريق تبليغ مي كنند. البته توي سايت خبري از آدرس يا شماره تلفن نيست. فقط عكس ديده مي شود و تعريف و تمجيد از كسي كه اين كارها را كرده. بعضي ها حتي به اين هم بسنده نكرده اند و رفته اند سراغ تاريخچه خالكوبي. نكته جالب اين است كه استادان حتي يك بار هم متن سايت خودشان را نخوانده اند تا متوجه بشوند بعضي از اين نوشته ها بيشتر ضد تبليغ است تا تبليغ. خالكوبي معنا و مفهوم مختلفي دارد. خالكوبي مي تواند به عنوان تشخيص هويت و نشانگر پايگاه اجتماعي فرد به كار رود. مثلا روميان باستان، برده ها و تبهكاران را براي شناسايي خالكوبي مي كردند! بيشترين چيزي كه اين افراد روي آن مانور مي دهند طبيعي بودن رنگ هاي به كار رفته در خالكوبي است. چيزي كه با ادعاي دائمي بودن رنگ ها در تناقض است. بد نيست بدانيد كه رنگ هاي طبيعي از جمله حنا دوام كمي روي پوست دارند و بعد از چند هفته يا نهايتا چند ماه از بين مي روند. در حالي كه رنگ هاي صنعتي كه معمولا در خالكوبي هاي امروزي استفاده مي شوند تا سه سال دوام دارند. روي همين حساب بدترين اتفاقي كه در خالكوبي مي افتد اين است كه مشتري از نتيجه كار راضي نباشد آن وقت است كه ديگر هيچ جوري نمي شود آثار اين نقش و نگارهاي رنگي را از روي پوست پاك كرد. خانم دكتر بهروزي متخصص پوست است كه با اين موارد، زياد روبه رو شده: بهترين روش براي برداشتن خالكوبي استفاده از ليزر است. البته لازم است بيماران بدانند كه انجام خالكوبي به مراتب راحت تر از برداشتن آن است. رنگ هاي آبي و سياه راحت تر از بقية رنگ ها برداشته مي شوند، هر چند كه براي اين كار احتياج به 6تا۱۲ جلسه ترميمي در زماني حدود يك سال هست. رنگ هاي ديگري كه در خالكوبي به كار مي روند تقريبا قابل پاك شدن نيستند. در رنگ هايي مثل بنفش، زرد، نارنجي و به ويژه قرمز از تركيبات آهن و تيتانيوم دي اكسيد استفاده مي شود كه استفاده از ليزر در برابر اين تركيبات باعث اكسيد شدن آهن و قرمز تر شدن رنگ مي شود.

در خالكوبي كلاسيك رنگ به وسيلة يك دستگاه و با كمك يك سوزن چرخان زير لاية رويي پوست تزريق مي شود و اين يعني خطر. شايد براي همين است كه انجام خالكوبي بدون حضور پزشك ممنوع و غيرقانوني است. بنابر اعلام وزارت بهداشت خالكوبي يا هر نوع اقدام مشابه آن مثل تاتو در آرايشگاه ها يا ساير اماكن در صورتي كه زير نظر پزشك نباشد جرم است. حالا مي شود فهميد كه چرا هيچ كدام از خالكوب ها حاضر نيستند نام و نشان خودشان را در اختيار غريبه ها قرار بدهند. حتي بسياري از آرايشگاه هايي كه به انجام خالكوبي معروف اند نيز در برخورد با مشتري هاي ناآشنا زير بار اين كار نمي روند.


جامعه شناس ها چه مي گويند

جدي بگيريم يا نه؟

خالكوبي ها و سوراخ كاري ها توي جامعه ما هنوز به يك پديده فراگير تبديل نشده كه بشود راجع به آن تحليل هاي عميقي كرد. اما تا همين جاي كار هم راجع به آن، حرف و حديث كم نيست. در اين ميان، بد نيست نظر يكي دو تا جامعه شناس را هم در اين باره بدانيد.

قبلا هشدار داده بوديم

دكتر قرايي مقدم، جامعه شناس: ما ده دوازده سال قبل اعلام خطر كرده بوديم كه به علت عملكرد نامناسب خودمان، عوامل بيگانگي با فرهنگ ملي آغاز شده اند، چون در آن زمان، كتاب هاي درسي از فرهنگ ملي تهي شده بود. در دهه گذشته به دليل فرو ريختگي فرهنگي و تزلزل ارزش ها و هنجارهايي كه استحكام چند قرني داشتند، جوانان به هر چيزي پناه بردند و در اين گير و دار، برخي از عناصر نامناسب بيگانه را نيز برگزيدند كه اين تزئينات، نشانة بارز آن است. البته من فكر نمي كنم در همان جوامع خارجي هم جوانان اصيل براي اين خودآرايي ها وقت داشته باشند يا ارزش مثبتي قائل شوند.

صرفا يك مد است

فردين علي خواه، دانشجوي دكتراي جامعه شناسي: اين مسأله صرفا يك مد است كه در قسمتي از جامعة غرب توليد شده و در قسمتي از جامعة ما مورد تقليد قرار مي گيرد. كساني هم كه به وسيله سفرهاي خارجي با اين مد آشنا مي شوند، ممكن است اين رفتارها را از تفريحگاه ها و مراكز خاصي كه بيشتر به آن جا مي روند، برداشت كرده باشند. چون آن ها در سفرهايشان با تمام طبقات اجتماعي تماس ندارند. بديهي است كه اگر بخواهيم با ارزش هاي گذشته اين رفتار را تحليل كنيم، آن را يك موضوع كاملا منفي خواهيم يافت. اگرچه ممكن است در حد يك تقليد جزئي باقي مانده و بعدا از رونق بيفتد.

جاي نگراني ندارد

دكتر مصطفي اقليما، مددكار اجتماعي: رواج اين مد، جاي نگراني ندارد. سوراخ كردن سر و صورت، يك تقليد ساده و بي هدف است كه نمي تواند آسيب چنداني وارد كند و بعيد نيست پس از مدتي از رواج بيفتد. ما هم نبايد در مورد اين موضوع جزئي، حساسيت زيادي نشان دهيم. اين گونه حركت ها با وجود جلوة بسيار زياد، نقش چنداني ندارند و بيشتر به شكل امواج زودگذر هستند تا يك عادت ماندگار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *