برون فکنی روح

برون فکنی روح

بسم الله الرحمن الرحيم


تخليه روح

يكي از كارهائي كه انسان ميتواند در اين عالم بخوبي

انجام دهد و بوسيله آن روحش يعني خودش را بشناسد و از آن بهرهائي


بردارد موضوع تخيله روح است. شما همانطوري كه

وقتي هوا بسيار گرم است و لباس ضخيم ناراحتتان كرده و نميتوانيد با


وجود آن استراحت كنيد و يا فعاليتهاي سريعتان ادامه

دهيد آنوقت لباسها را از تن مي كنيد و مشغول كارها و يا استراحت


مي گرديد. همچنين اگر شما خودتان را شناخته باشيد و

بدانيد كه شما همان روح هستيد و بدن براي شما بمنزله لباسي است كه


در برداريد وقتي مي خواهيد كارهاي فوق العاده مهمي كه

يا بايد سريع انجام شود و يا بنوعي بدن مزاحمت براي آن كارها دارد


بايد بتوانيد خود را از بدنتان بيرون بياوريد و آن كار را

انجام دهيد.


مثلا اگر عمل جراحي ميخواهيد بكنيد چرا قبل از آنكه

شما را بيهوش كنند و بدنتان را مثل لباس اجبارا” از تنتان بكنند خودتان


باختيار خودتان بدنتان را ترك نمي كنيد و از مظرات

داروهاي بيهوش كننده خود را حفظ نمي نمائيد.


يكي از علماء مشهد كه ار شاگردان مرحوم آيه الله ميرزاي اصفهاني بود چند مرتبه احتياج بعمل جراحي پيدا كرد. ناظران عيني


ميگفتند قبل از آنكه او را بيهوش كنند خودش روحش را تخليه كرد و بعد هم ميگفت من مي ديدم چگونه مرا جراحي مي كردند.


آن عالم بزرگ فعلا از دنيا رفته است.خدا رحمتش كند. يكي از علماء مشهد كه خدا رحمتش كند داراي هنر تخليه روح بود او


باختيار خودش بهر كجا كه مي خواست و با بدن براي او ممكن نبود كه برود تخليه روح ميكرد و مي رفت.


يك روز يك استاد سلوك از او سؤال كرد كه تخليه روح براي شما ناراحتي ندارد؟


فرمود: نه همانگونه كه شما ميخوابيد و رفع خستگي مي كنيد من هم تخليه روح ميكنم و رفع خستگي مي نمايم با اين تفاوت كه


شما وقتي خسته مي شويد و مي خوابيد نمي فهميد كه چه وقت خوابتان برده و بعد از آنكه خوابتان برد بكجا رفته ايد و چه ديده


ايد و چه كرده ايد ولي من اينها را مي فهمم و در اختيار دارم. يك روز همين عالم با فرد ديگري از علماء كه او هم اهل كار بود


در منزلي نشسته بودند بنا گذاشتند كه روحشان را تخليه كنند و با يكديگر به كربلا بروند و حضرت امام حسين(ع) را زيارت


كنند. آنها متكائي زير سرشان گذاشتند و هر دو بخواب عميقي فرو رفتند و پس از يكساعت هر دو با هم بيدار شدند . آنها تمام


آنچه را كه ديده بودند براي يكديگر نقل ميكردند. مثلا يكي از آنها مي گفت: فلان عالم در حرم بود و در فلان محل از حرم


نشسته بود و مشغول دعاء بود . ديگري هم كه او را ديده بود تصديق مي كرد. و مي گفت من هم مقداري در كنار او نشستم. او


فلان دعاء را از فلان كتاب ميخواند.


استادي ميگفت: من جمعي از علماء مشهد را ميشناسم كه يا تخليه روح ميدانند و يا تخليه روح بدون اختيار برايشان اتفاق افتاده


است.مرحوم شيخ علي السلام قدرت بر تخليه روح داشت و مكرر اتفاق مي افتاد كه روحش را تخليه ميكرد و از جائي كه


ميخواست مطلع شود اطلاع حاصل مي نمود. و با ارواح علمائي كه از دنيا رفته بودند تماس ميگرفت.


موفق باشيد.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *