اشعار عاشقانه از رضا ایزدی

اشعار عاشقانه از رضا ایزدی
سفره دل :
خدایا دل به عشق یار لرزید و سفره ی دل باز شد
وجود پاک تو نیز در اون بالا محرم این راز شد
ما به لطف بیکرانت دل بسته ایم و شک را دک کرده ایم
خدایا یا علی گفتیم شاید عشق آغاز شد . . .
. . .
موج :
قدر چشم های تو را هیچ کس ندانست جز عاشقت
اما خوب میدونم که این عشق هرگز نبوده لایقت
ترسم از روزیست که می خواهی کنی ترک مرا
دست بیداد فلک موجی زند بر قایقت . . .
. . .
قلب شیشه ای :
در این دور و زمانه دل هر کس دل نیست
کاسه ی سفالی محبت ها از گل نیست
نمی دانستم جنس دل ها تمام از سنگ است
واسه قلب شیشه ای جایی در این منزل نیست . . .
. . .
دعوت :
دیگر پر شده کاسه ی صبرم در این دنیای فانی
با این سرنوشت سرکش و این همه غم های جانی
ای خدا اگر صد بار مرا از خود برانی یا که نه اگر فقط یک بار مرا از خود بدانی
دعوتت را با تمام دل خود لبیک گویم آنی . . .
. . .
انتظار :
خیلی وقته چشمهایم از فکر تو بارانیست
سال هاست دریای دلم از عشق تو طوفانیست
دیگر کاسه صبرم شده لبریز از درد بی تو بودن
خدایا انتظار دیدن یار چقدر طولانیست . . .
. . .
کویر :
ای خدا این دل کویر است محتاج بارانیم هنوز
برآورده شدن این آرزو را ازتو خواهانیم هنوز
چی بگوییم از عشق یار و رحمت بی وصف تو
که ایستاده به روی خط پایان و از امیدوارانیم هنوز . . .
. . .
قلب تو :
کاش این قلب کثیف و بدرنگ تو از این همه دوز و کلک ها لک نبود
کاش این قلب پر از نیرنگ تو جای هیچ گونه دروغ و شک نبود
کاش از بی مهری روی قلب سنگ تو واژه ای به اسم خیانت حک نبود . . .
. . .
لعنت :
هر کاری که می کنیم بی سرانجام است لعنت
هر راهی که می رویم منتهی به دام است لعنت
برسردر عشق و دوستی باید حک کرد/ بر هر چی رفیق بی مرام است لعنت . . .
. . .
دریا :
دل من یاد دریا می کند گاهی
به فکر ساحل فردا می کند گاهی
برای دور افتادن ز غم ها گریه در‎ ‎روزها‎ ‎و شبها می کند‎ ‎گاهی . . .
. . .
فریاد :
دل دیوونه ی ما با این صحبت ها شاد نمیشه
یک دم از غم دوری تو آزاد نمیشه
سکوت غوغا میکنددردل ماتم زده ی ما
شکستن این بغض سنگین جز به دست فریاد نمیشه . . .
. . .
شاعر : رضا ایزدی از شیراز


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *